عرض تسلیت به همه هزاره های جهان

باعرض سلام وتسلیت به همه هزاره های جهان وبازماندگان شهدا در واکنش به شهادت بیشتر از ۱۰۶ نفر در حادثه دیشب ۱۰/۱/۲۰۱۳م، علمدار رود، مردم بعد از آنکه جنازه ها را از شفاخانه ها به امام بارگاه نچاری انتقال دادند، سپس حوالی ساعت سه بعد از ظهر جنازه های شهدا را بر سرک علمدار رود گذاشتند و دست به تحصن زدند. در رابطه به تحصن که در هوای بارانی و سردترین روزهای زمستان کویته تعداد کثیری از مردم اعم از پیر مردان، زنان و اطفال در آن شرکت نموده اند، کویته یک جهتی کونسل طی اعلامیه ای اعلان نموده است، که تا شهر کویته به ارتش واگذار نشود، آنها جنازه ها را دفن نخواهند کرد و تحصن شان ادامه خواهند داشت. همچنان جنرال سکرتری مرکزی مجلس وحدت المسلمین نیز طی سخنانی در اسلام آباد حکومت ایالتی را نالایق و بدون حس خطاب نموده و تاکید کرده است که تا کویته به ارتش تحویل داده نشود، جنازه ها برداشته نخواهد شد.
وهمچنان محترم عبدالخالق هزاره رییس حزب دموکراتیک هزاره، دقایقی قبل طی کنفرانس مطبوعاتی در ضمن تشریح وضعیت بحرانی فعلی هزاره های کویته یاد آور شدند، که در دنیا، پاکستان یگانه کشوری است که با سرپرستی سازمانهای تروریستی شهروندانش را کشتار می کند و بعد برای گدایی کردن و رهایی از آن، از کشور های جهان با گریه و تضرع کمک می طلبد. وی اضافه کرد، که ما از چند سال بدینسو با تظاهرات های مدنی در مقابل دفاتر سازمان ملل، سازمان های حقوق بشر، پارلمان اروپا و دیگر اداره های موثر تلاش های نهایی خود را جهت مسدود شدن کشتار فرقه گرایانه انجام دادیم، ولی فریاد های ما به گوش مسوولین دولت، نهاد های استخباراتی و قوه قضاییه نرفت و تا اینک کشتار هزاره ها ادامه دارد .مرده بادزرداری وریسانی
ازهمه جهان بشریت وازهمه هزاره های که درهرگوشه دنیازندگی داردخواهشمندم که خودرابا این سانحه علم ناک کویته پاکستان غم شریک بدانندوبه یک سازماندهی قوی دست به تظاهرات علیه نسل کشی هزاره های شهرکویته پاکستان بزنند
امروزهفت تن دیگربه شهادت رسید
امروز چهارتن شیعیان قندهاری به شهادت رسید
امروزدرمنطقه سریاب رودیک هزاره به شهادت رسید
امروزیک نفردیگربشهادت رسید
امروزدوتن دیگربشهادت رسید
کشتارهزاره هادرپاکستان بی بی سی

گروهی از هزارههای ساکن بریتانیا امروز دوشنبه ۳۰ آوریل (۱۱ اردیبهشت) در مقابل سفارت پاکستان در لندن دست به تظاهرات زدند.
تظاهرکنندگان، که پلیس شمار آنان را حدود سیصد نفر تخمین میزند، خواهان توجه جدی دولت پاکستان و جامعه جهانی به قتل و ترور اهالی این اقلیت شیعه در پاکستان هستند.
این تظاهرات در ادامه اعتراضاتی است که در پی قتل هشت تن از هزارهها در شهر کویته بروز کردهاست.
کمتر از یک ماه پیش موتورسواران مسلح این افراد را به ضرب گلوله کشتند. در ماه گذشته دست کم ۲۵ نفر از هزارههای کویته به قتل رسیدهاند.
هزارههای پاکستان در اعتراض به دور تازه خشونتها دست به اعتراضات گستردهای زدهاند. آنان خود را قربانیان قتلهای هدفمند میدانند
عبدالله اکبری، از فعالان هزاره در لندن، که در مقابل سفارت پاکستان حاضر بود، به بیبیسی فارسی گفت که خشونت علیه هزارهها با سایر خشونتهای فرقهای و نزاع شیعیان و سنیها در پاکستان متفاوت است.
او گفت: "من فکر نمیکنم که مساله تنها مذهبی باشد. چرا که از میان همه شیعهها بیشترین خشونت متوجه هزارهها است".
او گفت که دست کم ۵۰۰ نفر از "شهروندان بیگناه، شامل کارگر و تجارتپیشه کشته شدهاند ولی رسیدگی جدی قضایی انجام نگرفته است".
به گفته آقای اکبری، هزاره ها مسئولیت این قتلها را، که وی "کشتار کور شیعیان هزاره" توصیف میکند، تا اندازهای متوجه لشکر جنگوی میدانند. پیشتر رحمان ملکزاده، وزیر داخله پاکستان نیز لشکر جنگوی و سپاه صحابه را مسئول قتل شیعیان هزاره دانسته بود.
لشکر جنگوی سازمان تندرویی شبه نظامی و سنی مذهب است که در دو سوی مرز افغانستان و پاکستان فعالیت میکند.
هزارههای پاکستان از سوی گروههای سنی، نظیر سپاه صحابه، متهم به همکاری با ایران هستند.آنان از جمله بابت اقدام به برگزاری "روز قدس" مورد انتقاد قرار گرفته بودند.
آقای اکبری این اتهام را رد میکند و آن را بهانهای میداند که "گروههای تروریستی برای توجیه کشتار هزارهها" از آن استفاده میکنند.
هزارههای معترض، خواهان پیگیری و محاکمه عاملین قتلهای اخیر هستند.
جست کسیف انتحارکننده


امروزسه نفردیگر دربروری رودبه شهادت رسید
ترورستان وحشیها امروز۲۱-۴-۲۰۱۲ساعت ده قبل ازظهرسه نفرازمردم بی دفاع هزاره رادرمسیر راه بروری به شهادت رساندبه گزارشهای اولیه گفته میشودکه شهیدان کارگران کان کوئله بودندکه میخواستندبطرف کوبروند دراستاب بس تارسیدن شهیدان درپهلوی بس موریدحمله وحشی های بلوچ قرارمیگیرد.دونفردرجاه به شهادت میرسدویک نفردیگر که زخمی بودند درشفاخانه به شهادت میرسدوبه امام بارگاه نچاری انتقالداده وهمرای پولیس واف سی دوباره دربروری فرستادند.
ترورستان بعدازعمل شوم شان که دونفر سواربرموترسایکل بودندفرارکرده خودرادریک چاردیواری پنهان نمودندکه به کمک خداوند وبه همت بچه های هزاره دست گیر میشود وبه پولیس اف سی تسلیم میدهند که قرارگزارش یکی ازبلند رتبه های هزاره تضمین نمودند که حکومت بی کفایت وقاتل مردم هزاره دوباره آنهارا آزادنکند.قاتلان شناخته شده ازقوم بروهی بلوچ هستندتصویرکه مشاهده میکنید قرارتلویزیونهای خصوصی دستگیری ترورستان رانشان میدهد


بعدازحادثه غم انگیزامروزتعدادی ازجوانان هزاره برروی جاده ها سنگ پرتاب کرده وراهای عبوری رابروی ترافیک مسدود کردند.
امروز منع آمد و رفت وسایل نقلیه درشهرحاکم بود
۱. امروز "منع آمد و رفت وسایل نقلیه" در شهر حاکم است و از طرف دیگر دوکانهای و بازار نیز بسته می باشد. تا هم اینک کدام حادثه شدید دلخراش شنیده نشده است، اما در اوایل صبح عده ای از دوکانداران در بازار می خواستند از این درخواست هزاره ها را، مد نظر نگرفته و دوکانهای شانرا باز کنند، که مورد عکس العمل شدید هزاره ها قرار گرفتند و دوباره دوکانهای شانرا بستند. همچنان به گزارش تلویزیونها تظاهرات کنندگان در مقابل هسپتال عمومی شهر نیز دست به شلیک نمودن شدید هوایی زدند.
۲. امروز وزیر اعلی بلوچستان اسلم ریسانی، یک جلسه فوق العاده ای را برای بررسی وضعیت کویته و کشتار هزاره ها برگزار کرده بود و از طریق سکرتری داخله اش از هزاره ها نیز دعوت کرد بود، که در جلسه شرکت نمایند، ولی هزاره ها ی شاخه حزب دمکرتیک پارتی درخواست وی را نپذیرفته و اظهار داشتند، که ما بر وزیر اعلی بلوچستان اعتماد نداریم و وزیر اعلی را مسوول کشتار مردم خویش می دانیم، آنها تاکید کردند، که خواهان استعفی فوری وزیر اعلی می باشند. اگر وزیر اعلی استعفی نداده و یا به صورت جدی دست به عمل موثر نشود، هزاره ها حق دارند، که پلان آینده شانرا اعلان نمایند. عبدالخالق هزاره یاد آور شدند، که خواست ما روشن و مشخص است و ما دیگر گفتگویی با وزیر اعلی نداریم. حکومت باید فورا بر ضد تروریستان عملیات هدفمند و موثر انجام دهد ۳. دیشب لشکری ریسانی، برادر ارشد وزیر اعلی فعلی بلوچستان که ریس اسبق حزب مردم پاکستان در بلوچستان بود، از برادرش اسلم ریسانی خواست، که از جایگاه اش استعفی بدهد، زیرا حکومت وی ناکام شده است.ولی باتاسف هزاره ها کویته نیزبه چهارشاخه سیاسی خودرامعرفی میکند .البته شاخه آخندها .وسردار.جداازشاخه هزاره دمکرتیک درجلسه ریسانی اشتراک کرده بودند.ولی ازنتیجه جلسه هنوزاطلاع دردست نیست
۴. از طرف دیگر دختران و خانم ها نیز امروز تظاهرات بزرگی را راه انداخته بودند، تا در مقابل پوسته پولیس بروری رفته و فریاد و خشم شانرا به نیروهای انتظامی و جهانیان برسانند، ولی بخاطر وضعیت نامناسب امنیتی اجازه رفتن در مقابل پوسته پولیس بروری را نیافتند، لهذا آنها بر سرک های هزاره تاون حرکت نموده و با حضور رسانه ها اعتراض شانرا به گوش جهانیان رساندند.
نه تن دیگر در یک کشار زنجیره ای

در سلسله کشتار شدید هزاره های کویته، امروز شنبه ۱۴/۴/۲۰۱۲م، دقایقی قبل حوالی ساعت نه و نیم صبح، نه تن دیگر در یک کشار زنجیره ای به شهادت رسیدند. کشتار هزاره های کویته در هفته اخیر به شدت اضافه شده است و هر روز هزاره به شکل وحشیانه کشتار می شوند.
حادثه غم انگیز امروز از شلیک نمودن بر موتر تاکسی هزاره ها بر بروری رود شروع شد. قرار گزارش های اولیه در این شلیک هفت تن شهید و یک تن به شدت زخمی شده. سپس به گفته پولیس شلیک کنندگان در مسیر حرکت شان به طرف بازار، در سبزل رود باز هم دو تن دیگر را مورد شلیک قرار داده و هردو را قرار گزارش های اولیه به شهادت رساندند و در سلسله این حادثه یک تن دیگر را که گفته میشود، پولیس می باشد در ساحه شالکوت به شهادت رساندند.
این حوادث در حالیست که دیروز حزب هزاره دموکراتیک پارتی باجمعیت بزرگی در مقابل ساختمان گورنر و وزیر اعلی بلوچستان انجام داد و در گفتگویی با اعضای ایچ دی پی گورنر بلوچستان در ضمن تذکر ناکامی حکومت وقت، وعده سپرد که با قدرت تمام و با به حرکت آوردن نیروهای مختلف از کشتار هزاره ها جلوگیری خواهد کرد. در غیر آنصورت حکوت را ساقط نموده و ارتش را به میدان خواهد آورد.
وعده سپردن وزیراعلا وکشتارنه تن امروز
دکانداران هزاره بازهم قربانی ترورستان گردید
بااظهار تاسف دکانداران هزاره ساعت قبل ۱۲-۴-۲۰۱۲درحوالی قندهاری بازارسه نفرشهیدوقربانی ترورستان گردید.البته دونفر درقندهاری بازارویک نفردیگردرحوالی لیاقت بازار که آن هم دکانداربودندقسم حمله راآغازکرده بودندکه درفاصله ده دقایق دردونکته شهردوکانداران راموریدحمله قراردادندقرارگزارشهای بدست آمده شایدتعدادزخمی هابازهم اضافه گردد
قراربودفرداتظاهرات ضدکشتارهزاره هاکویته به رهبری هزاره دمکرتیک پارتی ازساعت ۱۱قبل ازظهرآغازوتاساعت ۲ بعدازظهردرمقابل گورنرهاس ادامه یابد .که بازهم دشمنان بشریت دست به کشتارجدید زدند تاگزارش بعدخدانگهدار
چندداکان دارهزاره واقع پرنس رود قربانی حملات ترورستان گردید
درهمین لهزه که ساعت ۸شب ۹-۴ ۲۰۱۲ واقع درپرنس رودچهارنفرشهیدوسه نفردیگرزخمی شدندالبته شهیدان همه دکانداران بوده تاگزارش بعدکه آمارشهیدان وقربانیان دقیق ترشودمنتظرباشید
باتاسف قربانیان دکانداران پرنس رود به شش نفر شهیدرسید.سه زخمی
اولین ماهواره افغانستان به فضاه پرتاپ میشود
برای اولین باراست که افغانستان دارای یک ماهواره مسقل درفضاه خواهندشد.منبع رادیوآشنا.

امیر زی سنگین، وزیرمخابرات و تکنالوژی معلوماتی افغانستان گفت که قرار است اولین ماهواره افغانستان ظرف شش ماه آینده به فضا پرتاپ گردد. او به روز یکشنبه با بیان این مطلب اظهار داشت که ماهوارۀ جدید به صورت وسیع ارتباط افغانستان را جهان قایم خواهد کرد، و در ضمن زمینه نشرات دیجیتال را برای نشرات افغانستان مهیا خواهد ساخت.
آقای سنگین اظهار داشت که افغانستان با کمبود امواج برای نشرات تصویری مواجه میباشد و ماهواره جدید در این بخش موثر بوده و با دیجتال شدن، این معضلات نشراتی حل خواهد شد. و خدمات انترنتی هم به مراتب سریع تر خواهد گردید.
انتظار میرود موقعیت این ماهواره در فضا ۵۰ درجه به جانب شرق باشد.
مراسیم شیرینی خوری احمدعلی جان درچهیل باغتوی هوقی





احمدعلی جان وخسورش







حاج شریف و برادرخسوراحمدعلی جان





عکسهای ازدوستان






احمدعلی جان درولایت هلمندلشکرگاه

حاج شریف درلشکرگاه


پسرعلی مددشلبنک درلشکرگاه

احمدعلی جان وعزت الله جان پسرمعاوین صاحب مرحوم درلشکرگاه








اسدجان پسرمرحوم معاوین صاحب




حمیده دختری ازقرباغ درامتحان کان کورشهرغزنی
دختری که از ولسوالی نا امن قره باغ برای شرکت در امتحان ورودی دانشگاه (کانکور/کنکور ) به شهر آمده، می گوید، درشرایط بسیار دشوار نا امنی و نگرانی های روانی درس خوانده و برای امتحان کانکور آماده شده است.
حمیده میگوید چندین بار طالبان به او هشدار داده اند و یکبار هم مردان مسلح در مسیر راه مکتب، او را متوقف کرده و گفته اند اگر از مکتب دست برندارد، پاها وگوشهایش را خواهند برید.
این دختر می گوید که"روزهای تلخی را سپری کردم، برای پنهان شدن از دست طالبان مجبور بودم، گاهی به مکتب نروم، گاهی لباسهای کهنه و فرسوده بپوشم و همیشه راه و زمان رفتن به مکتب را تغییر دهم. البته که برخی از دختران دیگر هم مشکلات شان کمتر از من نبود.
برای همین او از من خواست تا در گزارش، او را به اسم مستعار حمیده معرفی کنم. حمیده می گوید پدر و مادرم با ادامه درسم مخالف اند، زیرا آنها میترسند که مبادا طالبان باخبر شوند که من در دانشگاه رفتم و آنگاه مورد اذیت و آزار طالبان قرار گیرند.
حمیده را در محل ثبت نام داوطلبان به مکتب/ مدرسه "شمس العارفین" در مرکز شهر غزنی دیدم. او به همراه دختران دیگر به شهر آمده بود تا در امتحان ورودی دانشگاه شرکت کند.
یکی ازمسئولان امتحان کانکور گفت، امسال بیشتر دختران از روستاهای دور دست آمده اند، مناطقی که چند سال است از لحاظ امنیتی وضع چندان خوبی ندارند.
با این ذهنیت در میان دختران داوطلب کانکور، که برای ثبت نام صف بسته بودند رفتم و با شماری از این دختران صحبت کردم. خیلیهای از آنها مشکلات مشابه ای داشتند. نبود امکانات درسی، نگرانی از تقلب در کنکور، نا امنی، سردی هوا و موارد دیگر.
حمیده می گوید که برای تامین خرجم از یک همکلاسی پول قرض گرفتم و برایش وعده دادهام که بعد از فراغت دانشگاه وقتی در جایی کار پیدا کردم قرضش را ادا کنم.
اما حرفهای حمیده با بقیه فرق داشت او گفت که در جریان درسهای مکتب، پدر و مادرش هم به شدت دچار تشویش های روانی شدند. اما برایم اجازه دادند که فقط تا صنف دوازده (سوم راهنمایی) درس بخوانم.
حمیده گفت: پدرم به من گفته است که اگر میخواهی در امتحان کانکور شرکت کنی و در آینده، دانشگاه درس بخوانی، دیگر دختر من نیستی و من هیچ کمکی برای تو نخواهم کرد.
راه حل تامین خرج دانشگاه
مشکل دختران گاه بسیار فراتر از آن چیزی است که تصور می شود. وقتی خانواده ها برای جلوگیری از ادامه تحصیل دختران آنها را تحت فشار می گذارند و تهدید می کنند که خرجشان را نمی دهند، بسیاری از دختران منصرف می شوند اما حمیده برای تامین هزینه های تحصیل راه دیگری پیدا کرده است.
حمیده می گوید: بیشتر دختران با یکی ازاعضای خانواده به شهر غزنی آمده اند اما من تنها هستم، خرجم را از یک همکلاسی ام پول قرض گرفتم و برایش وعده دادهام که بعد از فراغت دانشگاه وقتی در جایی کار پیدا کردم قرضش را ادا کنم. شاید دیگر به محل و روستای خودم برنگردم اما برخی از دوستانم در شهر غزنی هستند که می توانم تا مشخص شدن نتیجه امتحان کنکور در خانه آنها بمانم.
حمیده اجازه داد تا با برقع از او عکس بگیرم. از او پرسیدم چرا میخواهد برای ادامه تحصیل این همه مشکلات وخطرات را برای خود و خانواده اش قبول کند؟
حمیده گفت، میخواهم برای همه ثابت کنم که دختران در افغانستان تحصیل را دوست دارند و نمی خواهند بیسواد باشند. بیسوادی بدتر از مردن در زیر تیر طالبان است.
او گفت میخواهم رشته حقوق و علوم سیاسی بخوانم و ازحقوق زنان بیسواد دفاع کنم.
عبدالقدوس رسولی، معاون ریاست آموزش و پرورش درغزنی گفت مقامات درتلاش اند، تا برای دانش آموزانی که مشکلات اقتصادی دارند امکانات اتاق و مصارف ترانسپورت شان را فراهم کنند.
سالی یکبار وقتی دختران داوطلب کانکور با برقع هاآبی، از نقاط مختلف این ولایت، برای شرکت در کانکور به شهر میآیند، ترکیب معمول جمعیتی در نامزد پایتخت فرهنگی کشورهای اسلامی، بهم می خورد.
غزنی در سالهای گذشته یک منطقه ای ناامن برای دانش آموزان به ویژه دانش آموزان دختر بوده است. ده ها مکتب دختران در ولسوالیهای مختلف ولایت غزنی به دلیل نا امنی مسدود اند.
بیش ازهفت هزار دانش آموز امسال در غزنی داوطلب کنکور هستند که ۴۰ درصد شان دختر اند و این در شهری که بیشتر چهره مردانه دارد، به چشم می آید. در شهر غزنی، که نامزد پایتخت فرهنگی کشورهای اسلامی است در سال ۲۰۱۳ است، معمولا زنان از انظار عمومی به دورند و تعداد اندکی از زنان درشهر و بازار دیده می شوند.
سالی یکبار وقتی دختران داوطلب کانکور با برقع های آبی، از نقاط مختلف این ولایت، برای شرکت در کانکور به شهر میآیند، ترکیب معمول جمعیتی در نامزد پایتخت فرهنگی کشورهای اسلامی، بهم می خورد.
گشت و گذار دختران داوطلب کانکور در شهرغزنی، برداشت های متفاوتی را در میان مردم این شهر خلق می کند.
برای عده ای مایه تعحب است که دختران در شرایط دشوار و در فضای نا امن غزنی، شور و شوق تحصیل دارند، برای شماری هم حضور دختران درشهر، نوع سرگرمی محسوب میشود
این افراد درکمین آبی پوشان داوطلب کنکور می ایستند و از تماشای آنها لذت می برند.
تعدادی هم، حضور دختران را نوع هنجارشکنی حساب میکنند که خلاف باورهای سنتی، حاضرند پس از سپری کردن امتحان کنکور راهی دانشگاهها شوند.
مقام های دولتی اما به این حضور افتخار می کنند و این فضا را دستآورد دولت می دانند. مقامهای دولتی سعی می کنند نشان دهند که هشدارهای پی هم طالبان، حملات آنها بر مدارس دخترانه و تهدید های روزمره شان، بی اثر بوده است و جمع کثیری از دختران غزنی تمام سال به مدرسه رفته اند و حالا پس از پایان مدرسه، آهنگ ادامه تحصیل در دانشگاه دارند.منبع بی بی سی
انـالـلـه وانـاالـیـه راجــــعــونــــ
انـالـلـه وانـاالـیـه راجــــعــونــــ
باسلام خدمت دوستان
بااظهارتاسف دیروز۲۲-۱۱-۲۰۱۱حاج محمدحسن زوارازجاغوری ازچهل باغتوی پشی قریه میسه که جهت فریضه حج بیت الله الحرام مشرف شده بودبه کاروان ابوذرغفاری به سرکردگی حجت الاسلام والمسلمین حاج آقای اسدی شهرکویته بلوچستان پاکستان که چندروزقبل به اثرتصادف باموتررخدادنموده بودشب گزشته ساعت ۲شب سه شنبه دنیا راوداع گفته وبه ابدیت حق پیوست ازخداوندبرای شان جنت برین وبرای بازماندگان شان صبر جمیل استدعادارم گرچندکه این گونه حوادث دردیارغربت ومسافرت خیلی دردآورومشکل است وقوانین سخت دولت عربستان سعودی بازهم به مشکلات اضافه میکند
دیروزبااطلاع یافتن این خبرتاسف ناک! جناب حاج آقای رحیمی باچندی ازدوستان برای تشیع جنازه مرحوم عازم مکه المکرمه گردیدوبعدازتحقیقات که جناب رحیمی انجام داده بوددرمورید حادثه وچگونگی شان !موترکه متهم به شهادت رساندن مرحوم شدندایشان مرحوم رابرداشته دریک شفاخانه درنزدیکی شهرمکه المکرمه انتقال دادندوخودرامجرم معرفی کرده مرحوم راداخل بسترمیکند.بعدازتحقیقات که شفاخانه وپولیس انجام میدهد.جناب حجت الاسلام والمسلمین حاج آقای اسدی خودراوکیل معرفی کرده متهم رابدون کدام خساره وفشارآزادمیکندآزادی متهم ناخواسته ازجنجالهای خودشخص اسدی محسوب میشود.وخودرابه مسئولیت ساخته وباکاراون شان سواازمرحوم به خانه های شان بازگشتند
سوالات که من ازجناب رحیمی داشتم. ایشان فرمود باتماس تلفنی که من باپسران ایشان درموریدچگونگی مرحوم صحبت کردم آنهاخواستندکه حدالامکان پدرش رادرپاکستان انتقال دهدولی قانون عربستان سعودی اجازه نمیدهدحاجی ازهرمملکت که باشد بایدتحت قانون درشهرمکه المکرمه درجنت المعلا ویادرمدینه المنوره درجنت البقع دفن شود اجازه بردن درمملکت خودراندارد.امروزقرارگفته رحیمی که ساعت پیش برایم اطلاع دادگفتند که فعلا دیگرکارهایش به اتمام رسیده فقط اجازه پولیس ترافیک باقی مانده ریس ترافک میگویدکسی که درروزاول خودراوکیل معرفی کرده باید بیاد اجازه بگرد که وکیل درخانه خودبااعصاب آرام نشسته ازمشکلات دیگران خبری هم ندارد
کشتار هزاره ها در کویته به صورت سیستماتیک و وحشیانه به شدت ادامه دارد
کشتار هزاره ها در کویته به صورت سیستماتیک و وحشیانه به شدت ادامه دارد. امروز سه شنبه 4/10/2011م، صبح، زمانی که سبزی و میوه فروشان هزاره سوار بر یک بس لینی در راه برگشت از سبزی مارکیت به طرف هزاره تاون می آمدند، در قسمت اختر آباد، توسط تروریستان لشکر جهنگوی به شهادت رسیدند. به گفته شاهدان عینی، تروریستان سوار بر یک موتر تویتا، از اخترآباد بیرون شده و بس حامل سبزی فروشان هزاره را متوقف کردند، سپس آنها که تعداد شش تا هشت نفر بودند، داخل بس شده و به مسافران گفتند، که ما از لشکر جهنگوی هستیم، مسلمانان از بس پیاده شوند، ما با کافران کار داریم. بعد از آنکه راننده، کلینر و عده ای از مسافران غیر هزاره از بس پیاده شدند، آنها با شلیک نمودن مسلسل بر هزاره ها، آنها را به شکل وحشیانه به شهادت رساندند.
قرار اطلاعاتی که از مسوولین شفاخانه عمومی دریافت کردیم، در نتیجه این حادثه دلخراش و بزدلانه سیزده نفر شهید و هفت تن دیگر به شدت زخمی شده اند. در جمله زخمی ها وضع صحی چهار تن شان وخیم می باشد. زخمی ها اینک به شفاخانه نظامی سی ایم ایچ انتقال داده شده اند. مردم هزاره تاون، اینک به شدت خشمگین اند و در چندین نقطه راه ها عمومی را مسدود نموده اند و با شعار دادن بر ضد وزیر اعلی بلوچستان و پولیس شهر، خواهان دستگیری عاملان حادثه اند. از طرف دیگر تعداد از نوجوانان خشمگین، آن بس را که حمله بر آن صورت گرفته بود و در احاطه شفاخانه عمومی ایستاد بود، به آتش کشیدند.
نسیم لهری، دی آی جی شهر کویته در گفتگویی با تلویزیون خصوصی سیما، اظهار داشت، که با تاسف در تحقیقات حادثه قبلی، که سی نفر شهید شدند، کدام پیشرفتی صورت نگرفته است، زیرا کدام شاهدی وجود ندارد و ما به کدام سرنخی نرسیده ایم. از طرف دیگر تروریستان از راه های خاکی حمله نموده و فرار می کنند. همچنان وی در رابطه به حادثه امروز اظهار داشت، که ما منطقه را محاصر کرده ایم، تا عاملان را دستگیر کنیم.
قرار آخرین اطلاع و شواهد به دست آمده از صحنه، پولیس اظهار می دارد، که سلاح استفاده شده، در این حادثه مثل سلاح استفاده شده در دو حادثه قبلی است. پولیس با عملیات بر منطقه های مختلف تا هم اینک دوازده نفر مشکوک را در رابطه به این حادثه دستگیر نموده است و از آنها در حال تحقیقات می باشد.
یکی از اعضای پارلمان مرکزی پاکستان، اقای سید ناصر علی شاه، به رسم اعتراض شدید به این مسله از مجلس پارلمان، که جریان داشت، خارج شده و گفته است، تا وضعیت اضطراری در بلوچستان وضع نگردد، او به مجلس بر نخواهد گشت. همچنان یکی از اعضای پارلمان ایالتی بلوچستان آقای جانعلی چنگیزی نیز در پاسخ به این حادثه اظهار داشت، که باید وضعیت اضطراری اعلام شود و حکومت ایالتی فورا تسلیم ارتش شود. از طرف دیگر مثل گذشته، وزیر اعلی و گورنر بلوچستان از راه دور فقط حادثه را محکوم نموده اند. عزاداری کونسل و هزاره خواتین ونک سه روز را عزای عمومی اعلان نموده اند. کارکنان هزاره دموکراتیک پارتی، در حال تظاهرات در مقابل شفاخانه سول هسپتال اند و در ضمن ساکنان هزاره تاون و اعضای هزاره دموکراتیک پارتی در حال مسدود کردن شاهراه بین المللی بای پاس می باشند. گزارشهای وجود دارد، که محصلین گرلز کالج در پاسخ به این کشتار، روبروری کالج شان بر آمده و بر ضد تروریستان و حکومت نا اهل بلوچستان شعار می دهند...منبع وبلاک کویته
حمله وحشیانه امروز برموترمسافرین کویته تفتان
در اثر حمله تروریستان بر اتوبوس کویته – تفتان که حامل شهروندان کویته بود، امروز سه شنبه ۲۰/۹/۲۰۱۱میلادی، حوالی ساعت پنج بعد از ظهر، قرار اطلاعات اولیه تقریبا سی نفر شهید شدند. این حادثه وحشتناک در نزدیک منطقه ای که به نام مستونگ یاد می گردد، صورت گرفت. به گفته شاهدان عینی، تروریستان، که سوار بر موتر و موترسایکل ها و مسلح با راکت، پیکا، کلاشنکوف و تفنگچه بودند، بعد از محاصره نمودن اتوبوس برای چندین دقیقه با خاطر راحت، مسافرین را دانه دانه از اتوبوس پایین نموده و شهید ساختند، ولی عده ای از شاهدین نقل می کنند، که تروریستان مسافرین را بعد از پایین نمودن از اتوبوس، آنها را در یک صف ایستاد نموده و با شلیک نمودن گلوله ها شهید نمودند.
تروریستان بعد از به سر انجام رساندن، عمل وحشیانه شان، از منطقه دوباره به طرف کویته فرار کردند. با تاسف زیاد، عده ای از زخمی های حادثه نیز بخاطر نرسیدن کمک فوری و توجه ننمودن لیویز ساحه جان شانرا از دست دادند. قابل یادآوریست، که از کویته تا مستونگ تقریبا چهل و پنچ دقیقه الی یک ساعت فاصله دارد. زخمی ها تا رسیدن امبولانس از کویته، عده شان شهید شدند و عده ای از آنها که به صورتی شامل شفاخانه کوچک مستونگ یا کویته شده اند، وضعیت صحی شان بیش از حد خراب می باشد.
قرار اطلاعات اولیه اکثریت از شهدا هزاره است، در حالیکه به احتمال زیاد از اقوام برادر دیگر نیز شاید شامل آن باشد. هزاره های کویته هم اینک از مسوولین دولتی سوال می کنند، در حالی که این چندمین بار است، که بر اتوبوس زایرن کویته – تفتان حمله صورت گرفته است، حکومت چرا برای امنیت اتوبوس ها کاری نکرده اند؟ یک نکته دیگری که قابل تامل است، درایور و کلینر این اتوبوس زنده است و چند دقیقه قبل با یکی از شبکه ها مصاحبه می کرد و احتمال داده میشود، که تروریستان از اتوبوس که سرنشینان شان ۴۵ نفر بودند، شاید عده ای خاصی را پیاده نموده و شهید کرده باشند.
هم اینک مسوولین شفاخانه بولان میدیکل کمپلیکس کویته، به خاطر زیاد بودن زخمی ها و وخیم بودن حالت آنها، از مردم تقاضا می کند، که برای خون دادن به شفاخانه بیایند.
قرار اطلاع جدید دیگر، بر روی موتر های کسانی، که به خاطر آوردن جنازه ها به طرف مستونگ می رفتند، در منطقه اخترآباد نیز حمله صورت گرفته است، که قرار اطلاعات اولیه در نتیجه آن دو نفر شهید شده است.
حادثه دردناک امروز را نظر به گزارش تلویزیون های خصوصی، تا هم اینک تحفظ عزاداران کونسل، جعفریه الاینس و مجلس بین المسلمین محکوم نموده و همین سه نهاد سه روز را عزای عمومی اعلام نموده است.
هم اینک شبکه تلویزیونی ایکسپریس پاکستان گزارش می دهد، که مثل اکثریت از حوادث قبلی مسوولیت حادثه امروز را باز هم لشکر جهنگوی به عهده گرفته است.منبع وبلاگ کویته
مرحوم معاوین شهیدودوستان
باسلام دوستان این عکسها رابخواطرکه مرحوم شهیدخان محمدمعاوین درجمع آنهاست نشرنمودم که چندروزقبل ازشهادت شان دروطن درجمع دوستان دیده میشود



عیدخونین درکویته
عیدخونین روزچهارشنبه درشهرکویته را تسلیت عرض مینمایم
باسلام دوستان ازهمه اول تربایدعیدسعیدفطررابرهمه مسلمانان جهان وبخصوص هزاره های جهان تبریک میگفتم ولی برعکس شهدای مظلوم وبیگنا وقربانی روزعیدرابرهمه هزاره های جهان وبخصوص هزاره های کویته وبازماندگان شهداتسلیت عرض مینمایم که بروزچهارشنبه نهم سنبله 1390 برابر با سی و یکم اگست 2011 میلادی، مردم هزاره شهرکویته یکباردیگرقربانی حملات تروریستی گروهک های افراطی قومی – مذهبی شدند. این حادثه حوالی ساعت نه صبح روزچهارشنبه به وقت محلی، هنگام برگزاری نمازعید فطردرمسجد عیدگاه علمدار رود شهر کویته، درسرک همجوارآن رخ داد که درآن دوازده تن به شمول سه زن و یک طفل خرد سال شهید و بیش از بیست و دو تن دیگر زخمی گردیده اند. بنا به گزارش های رسیده ازشهرکویته، درحادثه روزچهارشنبه، شخص انتحار کننده با موتر بمب گزاری شده خود پس از آنکه با تلاش زیاد نتوانست خود را ازموانع شدید امنیتی عبورداده به مسجدعیدگاه واقع در سرک علمداررود برساند، خود را درسرک همجوارآن، سرک میجرمحمدعلی شهید رود، در نزدیکی موسی کالج کویته انفجارداد که ازاثرآن یازده تن شهید، 22 تن زخمی وخسارات شدید مالی نیز برجا گذاشت. به گفته تیم برسی حادثه، شخص انتحارکننده حدود چهل کیلوگرام مواد انفجاری را درموترخود جابجا نموده بود. اما نظربه تخریب بیش ازحد ساحه و قربانی گرفتن بیش ازحد مردم درمحل، شاهدان عینی درمنطقه مقدارمواد انفجاری را بیش ازچهارصد کیلوگرام تخمین زده اند. به گفته مردم هزاره درشهرکویته، پس ازرشد سریع افراط گرایی دراین شهر، طی چند سال گذشته مردم هزاره بیش از ششصد و پنجاه تن قربانی داده اند که دراین زمینه حکومت فاسد پاکستان و جامعه جهانی هیچگونه عکس العملی از خود نشان نداده اند. هزاره ها منحیث قربانیان تاریخی فاشیزم وافراط گرایی چه درافغانستان وچه در پاکستان همواره مورد تهدید و تعرض بوده اند تا واداربه کوچ اجباری ازسرزمینهای آبایی شان شوند که خصوصن دراین اواخر برنامه های منظم و پلان شده ای ازجانب این افراط گرایان قومی – مذهبی علیه هزاره ها در هردوکشور شدت گرفته است که زندگی آنان را به صورت جدی تهدید مینماید. با همه موانع و تهدیدات، مردم هزاره بزرگترین جامعه دموکرات و مترقی افغانستان را تشکیل میدهند که این موضوع باعث فروپاشی جایگاه بنیادگرایان وافراط گرایان قومی– مذهبی میگردد، ازاینروافراط گرایان کوردل قومی- مذهبی همواره با تهدید، ترور و کشتاراین مردم، میخواهند جلو پیشرفت و ترقی وسعادت آنان را بگیرند. برهمگان آشکار است که افراط گرایان قومی- مذهبی ای که دست به چنین حملات بزدلانه میزنند، به هیچ دین و مذهبی عقیده و تعلق ندارند، زیرا کشتن انسان های بیگناه آن هم دریک روز مقدس مذهبی درهیچ دین ومذهبی مجوزندارد. شبکه سراسری مردم هزاره، خود را غم شریک مردم هزاره کویته دانسته، ازآنان میخواهد هرچه زودترشبکه های دفاعی خود را ایجاد نمایند. همزمان شبکه سراسری مردم هزاره اینگونه حملات غیرانسانی و غیراسلامی را شدیدن محکوم نموده ازحکومت پاکستان خواهان ردیابی و پیگیری عاملان آن میباشد.




معرفی افغانستان
افغانستان
نام رسمی: جمهوری اسلامی افغانستان
نام بین المللی: AFGHANISTAN
دین رسمی: دین مقدس اسلام
زبان رسمی: زبان پشتو و دری (فارسی)
زبانهای رایج: پشتو ، فارسی، ازبیکی، ترکمنی ، نورستانی ، بلوچی ، پشه ای و ...
موقعیت سیاسی: جنوب آسیا ، شرق ایران ، شمال و غرب پاکستان
موقعیت جغرافیایی: 33 درجه شمالی، 65 درجه شرقی
مساحت: 647500 کیلومتر مربع
طول مرزهای مشترک با کشورهای همسایه: پاکستان 2430 ، ایران 936 ، تاجیکستان 1026 ، ترکمنستان 744 ، ازبکستان 137 ، چین 76 کیلومتر .
آب و هوا: خشک و تقریبا کم آب ، دارای تابستان گرم و زمستان سرد .
ساختمان ارضی : عمدتا کوهستانی و دارای دشتهایی هموار در شمال و جنوبغربی .
ارتفاع از سطح دریا : مرتفع ترین نقطه : (نوشاخ 7485 متر) پست ترین نقطه (آمودریا 258 متر)
منابع طبیعی : گاز طبیعی ، نفت ، آهن ، ذغال ، مس ، کرومیت ، طلق ، باریت ، گوگرد، سرب ،روی ، نمک ، سنگ های قیمتی و زینتی .
زمین های قابل کشت : 78541.75 کیلومتر مربع
زمین آبی : 23860 کیلومتر مربع
محیط زیست : فقدان آب آشامیدنی تصفیه شده کافی ، قطع درختان جنگلی ، فرسایش خاک و استفاده از سلاحهای سنگین و استعمال مواد انفجاری فراوان در جنگ های چند ساله ، استفاده بی رویه از وسایل نقلیه و ماشین آلات در شهرها، به شدت محیط زیست را آلوده ساخته است .
جمعیت : 29928987 نفر
ساختار سنی : (0-14 سال 44.7%) (مرد 6842857)(زن 6524485 )
(15-64 سال 52.9%) (مرد 8124077) (زن 7713603)
(65 سال به بالا 2.4%) (مرد 353193 ) (زن 370772)
رشد جمعیت : 4.77%
میزان زاد و ولد : 47.02 در هر هزار نفر
میزان مرگ و میر: 20.75 در هر هزا ر نفر
میزان مهاجرت : 21.43 د رهر هزار نفر
نسبت جنسیت :
هنگام تولد : 1.05 مرد / زن
زیر 15 سال: 1.05 مرد / زن
15-64 سال: 1.05 مرد / زن
65 سال به بالا: 0.95 مرد / زن
جمع کل : 1.05 مرد / زن
میزان مرگ و میر در هنگام تولد :
جمع کل : 163.07 مرگ در هر هزار تولد زنده
مرد : 167.79 مرگ در هر هزار تولد زنده
زن : 158.12 مرگ در هر هزار تولد زنده
امید به زندگی : کل جمعیت : 42.9 سال ، مردها : 42.71 سال زن ها : 43.1 سال
امراض عمده مسری : از طریق خوراک و آب : میکروبی و اسهال خونی ،هپاتیت A ، تیفوئید .
امراض مبتلابه : مالاریا
میزان سواد کلی : 36% ، از مجموع 51% مرد و 21% زن (1999)
مهاجران بازگشته :از چهار میلیون مهاجرتاخزان(1384) 2.3 میلیون بازگشته اند .
تقسیمات اداری : سی و چهار ولایت
استقلال : 19 اگست 1919
تسوید قانون اساسی 14 دسامبر 2003 تا 4 جنوری 2004 . امضا 16 جنوری 2004
سن قانونی : 18 سال
نرخ رشد اقتصادی : 8 %
درآمد سرانه : 200 دلار
ترکیب اقتصادی : کشاورزی 38% ، صنعت 24% ، خدمات 38% ( به جز درآمد مواد مخدر )
نیروی کار : 15 میلیون نفر
افراد بیکار : 40%
درصد شغل ها : کشاورزی 80% ، صنعت 10% ، خدمات 10%
جمعیت زیر خط فقر : 53% (سال 2003)
نرخ تورم مواد مصرفی : 16.3 % (2005)
بودجه : (2004-2005) 830 میلیون دالر امریکایی .
عواید: 269 میلیون دلار
هزینه ها: 561 میلیون دالر
محصولات: گندم ، میوه ها ، خشکبار ، پشم ، گوشت و پوست گوسفند ، پوست قره قل
صادرات: بر اساس آمار ارائه شده از سوی وزارت اقتصاد صادرات افغانستان در سال جاری به حدود 500 میلیون دالر رسیده است.
واردات: واردات افغانستان در سال جاری (1384) حدود 2/2 میلیارد دالر تخمین شده است.
عواید خالص در سال 1384 از ناحیه تجارت : حدود 637 میلیون افغانی بوده است.
درآمد ناشی از مواد مخدر در سال 1384: 2/2 میلیارد دالر
صنعت: به مقدار کم، پارچه – صابون – مبلمان – کفش – کود شیمیایی – سیمان – قالی دست باف – گاز طبیعی – ذغال سنگ – مس
تولیدات برق: 905 میلیون کیلو وات ساعت (2003)
مصرف برق: 1042 میلیارد کیلووات ساعت (2003)
واردات برق: 200 میلیون کیلو وات ساعت
تولیدات گاز طبیعی: 220 میلیون متر مکعب (2001)
مصرف نفت : 5000 بشکه در روز
ذخیره ثبت شده گاز : 49.98 میلیارد متر مکعب (1 جنوری 2002)
شرکای صادراتی : پاکستان 24% ، هند وستان 21.3% ، امریکا 12.4% ، آلمان 5.5% (2004)
شرکای وارداتی : پاکستان 25.5% ، امریکا 8.7%، هندوستان 8.5% ، المان 6.5% ، ترکمنستان 5.3% ، کنیا 4.7 % ، کره جنوبی 4.2% ، روسیه 4.2 % ، ایران 31%
بدهی خارجی : حدود 7000000000 ، پنجصد میلیون دالر بدهی به بانک های توسعه ای چند جانبه دارد . (2004) و بقیه به کشورهای مختلف کمک کننده بعد از اجلاس « بن » .
دریافت کمک : در کنفرانس برلین (مارچ 2004) دریافت کننده ها متعهد شدند که برای افغانستان 8.7 میلیارد دلار برای سال 2004 تا سال 2009 – در کنفرانس لندن د رتاریخ 31 جنوری تا یک فبروری سال جاری (2006) برابر با 11 تا 12 جدی 1384 کشورها و موسسات کمک کننده متعهد شدند که برای افغانستان 10.5 میلیارددالر برای پنج سال آینده پرداخت نمایند .
سیستم ارتباطات (مخابرات ) :
به طور کلی تلفون و تلگراف بسیار محدود است با شروع به کار سه شرکت مخابراتی تلفون بی سیم (موبایل ) درافغانستان گسترش یافته است به نحوی که د رحال حاضر از هر ده نفر سه نفر دارای تلفن موبایل است و تلفون ثابت همچنان محدود مانده که تقریبا برای هر ده نفر 0.1 خط تلفن موجود است .
راههای ارتباطی :
افغانستان در مجموع دارای 21 هزار کیلومتر سرک (جاده) است که از این مجموع 18207 کیلومتر خامه و شنی و 2798 کیلومتر پخته (آسفالت) شده بوده که اغلب در اثر جنگ ها و رفت و آمد وسایل سنگین نظامی چون تانک ها و عدم مرمت آسفالت آنها از بین رفته است و به صورت بسیار نامطلوب و تقریبا غیر قابل استفاده در آمده است . اما اخیراً (1381 تا 1383) جمهوری اسلامی ایران سرک هرات الی اسلام قلعه به طول 124 کیلومتر را آسفالت نموده است ، و همچنین کشورهایی مثل امریکا ، جاپان و عربستان سعودی سرک کابل قندهار را به طول 843 کیلومتر آسفالت نموده و برخی از سرک های دیگر مثل سرک قندهار هرات ، قندهار تورخم و ... در حال بازسازی و آسفالت شدن است .
فرودگاهها :
در سال 1354 افغانستان دارای بیست باند میدان هوایی (فرودگاه) قابل استفاده بود که دو تای آنها ( خواجه رواش و بگرامی ) فرودگاه بین المللی و بقیه فرودگاه کشوری و محلی به حساب می آمدند. و پس از خواجه رواش و بگرامی مهمترین آنها عبارت بودند از:
میدان هوایی قندهار ، هرات ، مزار شریف ، قندوز و جلال آباد .
پس از کودتای هفت ثور و آغاز جنگها و قطع ارتباط پایتخت با ولایات و محلات و به وجود آمدن روحیه تخریب گری بسیاری از فرودگاههای موصوف از استفاده باز مانده و در حال حاضر از حیذ انتفاع خارج هستند .
کوههاي افغانستان
هندوکش:
اين رشته کوه از معروفترين و بزرگترين رشته کوه هاي افغانستان به شمار مي رود و ادامهي رشته کوههاي هيماليا مي باشد . رشته کوه هاي هندوکش ازشمال شرقي به سمت جنوبغربي کشيده شده و به دوقسمت هندوکش شرقي وغربي تقسيم مي شود . هندوکش شرقي ازغرب درهي زيباک (ولايت بدخشان) شروع شده و تا کوتل خاواک (ولايت پروان ) به طول 150 کيلومتر امتداد يافته است . هندوکش شرقي داراي قله هاي مرتفع است ، که قسمت زيادي از سال رابرف دارند . بلند ترين نقطهي افغانستان قلهي نوشاخ ، با 7485 متر ارتفاع در رشته کوه هندوکش شرقي واقع شده است . هندوکش غربي ازکوتل خاواک شروع شده و به سمت غرب تا بند امير در ولايت باميان ادامه دارد . ارتفاع هندوکش غربي از هندوکش شرقي کمتر است . به خمين دليل شاهراه بزرگ سالنگ ، که شمال و جنوب کشور را به هم وصل مي کند از دل همين کوه گذشته است . از کوتل هاي مهم هندوکش غربي مي توان ازکوتل شيبر در ولايت باميان نام برد که از گذشته هاي بسيار دور قبل از ايجاد شاهراه وتونل سالنگ ، شمال و جنوب افغانستان را به هم پيوند ميداده است. در حال حاضر نيز اين کوتل اهميت زيادي دارد .دره هاي بيشماري دردامنه هاي رشته کوه هاي هندو کش واقع است که معروفترين آنها عبارتند از : دره ي پنچشير ،درهي شکاري ، دره اشکمش ، دره سالنگ ، دره ي هزاره ، دره ي سيغان ، دره ي کهمرد ، اندراب ، خنجان ، نور ، فرخار و....
کوه بابا :
رشته کوه بابا درمرکز افغانستان واقع شده وازشرق به غرب امتداد دارد . اين رشته کوه از شرق « کوتل حاجيگگ » شروع شده ، تا جنوب شرق کوه حصار ادامه مي يابد . طول اين رشته کوه در حدود 200 کيلومتر است . بلندترين قله ان شاه فولادي ، 5140 متر ارتفاع دارد . قله هاي اين کوه نيز اکثر اوقات از برف پوشيده است و شرايط خوبي براي ذخيرهي اب به وجود اورده است . برخي ازمهمترين رودهاي دائمي افغانستان ازهمين رشته کوه ها سرچشمه ميگيرند. در دامنه هاي شمالي و جنوبي اين رشته کوه ، بهترين چراگاه ها و مراتع افغانستان به چشم ميخورد . از کوتل هاي معروف اين کوه مي توان از کوتل حاجيگگ ، کوتل عراق ، کوتل صدبرگ ، کوتل شاتو ، کوتل ملا يعقوب و... نام برد که هر يک اهميت خاص خود را دارند . دره هاي معروف رشته کوه هاي بابا عبارتنداز : دره فولادي ، دره ي باميان ، درهي کالو، دره ي ککرک و....
سفيد کوه( سپين غر ) :
اين رشته کوه ،در شرق افغانستان واقع شده و 150 کيلومتر طول دارد . سفيد کوه از 48 کيلومتري غرب پيشاور آغاز شده وبه طرف غرب ادامه مي يابد . بلند ترين قله اين کوه سيکارام ، 4755 متر ارتفاع دارد . دامنه هاي شمالي و جنوبي اين رشته کوه پوشيده از جنگل هاي انبوه و وسيع است .همچنين دره ي معروف خيبر که از لحاظ تاريخي و ارتباطي داراي اهميت زيادي مي باشد . و در لشکرکشي هاي بزرگ ، در طول تاريخ به شبه قاره ي هند همواره مورد توجه مهاجمين بوده است . در اين رشته کوه قرار دارد . طول اين گذرگاه از 60 کيلومتر تجاوز مي کند و 2000 متر از سطح دريا ارتفاع دارد .دره هاي معروف اين رشته کوه عبارتنداز :درهي خيبر ، درهآچين ، دره ي خوگياني ، دره ي جاجي ، درهي زرمست و .... ميدانيم که افغانستان داراي رشته کوههاي فراواني است که به برخي از انها اشاره کرديم . کوه هاي فيروزکوه ، سياه کوه ، گل کوه ، سليمان ، تيربند ترکستان ، پغمان ، قره باتور، چاکايي و .. از ديگر کوههاي افغانستان مي باشند .
رودهاي افغانستان :
آمودريا :
اين رودخانه از فلات پامير خورد سرچشمه مي گيرد و به درياچه آرال مي ريزد . طول اين رودخانه 2540 کيلومتر مرز مشترک با افغانستان وجمهوري هاي تاجيکستان ،ازبکستان وترکمنستان را تشکيل ميدهد . رودخانه هاي کوکچه و قندوز در خاک افغانستان به اين رود مي پيوندند . د رماه ثور براثر اب شدن برفها، آب اين رودخانه زيادمي شود .درهنگام پرآبي حدود 900 کيلومتر از ان قابل کشتيراني است .د رسالهاي گذشته چند بند روي شاخه هاي فرعي اين رود، مانند قندوز ، ساخته شده است . در حال حاضر از شيرخان بندر درولايت قندوز افغانستان به تاجيکستان وبالعکس توسط کشتي صورت ميگيرد.
هيرمند :
هيرمند يکي از رودهاي مهم ، بزرگ و پرآب افغانستان است که با شعبه هاي خود ، نواحي وسيعي ازجنوب غربي کشور را ابياري مي نمايد . اين رود از ارتفاعات مناطق بهسود ، پنچاب و دايکندي ( ميان دو کوتل اوني و حاجيگگ ) سرچشمه ميگيرد . اين رود در ابتداي مسر خود سيلابي بوده و خساراتي به مردم وارد مي اورد و به تدريج از سرعت ان کم شده و و جريان آن اهسته مي گردد . رود هيرمند با 1400 کيلومتر طول ، بزرگترين رودخانه داخلي افغانستان مي باشد که نقش مهمي در اباداني و سرسبزي قسمت وسيعي از کشور ما دارد . شهرهاي تاريخي بست ، نادعلي و زرنج شهرت خود را مديون اين رود و شعبه هاي ان هستند . هيرمند با تبخير خود بر هواي پيرامونش اثر زيادي مي گذارد و از خشکي شديد هوا بويژه درتابستان مي کاهد .رود ارغنداب ، از جمله ي بزگترين رودخانه هايي است که به اين رود مي پيوندد. روي رودخانه هيرمند و شعبه هاي آن بندهايي احداث گرديده است . بند کجکي، يکي از مشهورترين و بزرگترين بندهاي افغانستان که هزاران هکتار زمين را آبياري مينمايد، از جمله آنهاست . د رماههاي حوت و حمل آب رودخانه هيرمند به حداکثر ، و در ماههاي سرطان تاعقرب به حداقل خود مي رسد . اين رود سرانجام به درياچه هامون ميريزد .
هريرود :
اين رودخانه از ارتفاعات لعل وسرجنگل در ولايت غور سرچشمه مي گيرد و از بهم پيوستن دو رود ، درنزديکي قريه ي « شينيه دولت يار» به وجود مي ايد . هريرود پس از گذشتن از وسط شهر چخچران وارد ولايت هرات مي شود . هرات آباداني خود را مديون اين رود است . رود « تگاوايشان» از جمله ي بزرگترين رودهايي است که به هريرود مي پيوندد . هريرود 1124 کيلومتر طول داشته و 560 کيلومتر آن در داخل افغانستان جاري است . 60 کيلومتر ازطول اين رودخانه ، مرز مشترک بين افغانستان وجمهوري اسلامي ايران راتشکيل ميدهد . اين رود سرانجام د رشنزارهاي جمهوري ترکمنستان (قره قوم ) فرو ميرود .
کابل رود :
آب کابل رود ، ابتدا از بهم پيوستن اب دره سنگلاخ و دره ي سرچشمه بوجود مي ايد که از ارتفاعات کوتل اوني کوه پغمان سرچشمه مي گيرند . اين رود ، پس از گذشتن از شهر کابل ، قسمت هاي وسيعي از شرق افغانستان را ابياري مي کند و داراي شعبات زيادي است که مي توان از رودخانه هاي لوگر ، سرخرود و کنر نام برد . به خاطر استفاده ي بهتر از اب اين رودخانه ها براي زراعت و توليد برق ، بندهايي روي اينرودها احداث شده است که ميتوانيم از بندهاي سروبي ، نغلو ، درونته ، بند کانال ننگرهار ، ماهيپر ، خروار و بتخاک نام ببريم . رودخانه کابل و شعبه هاي بزرگ و کوچک ان ، تنها رود افغانستان است که پس از پيوستن به رود سند پاکستان به اقيانوس هند (آبهاي آزاد ) مي ريزد . طول اين رود 700 کيلومتر مي باشد که 460 کيلومتر آن در افغانستان جريان دارد . اکثر رودهاي افغانستان ازمناطق مرکزي (هزاره جات ) سرچشمه ميگيرد ؛ لذا هزاره جات يکي از بزرگترين و مهمترين منابع آبي کشور مي باشد .
مهمترين سرکهاي افغانستان ازاين قرار است :
سرک کابل- قندهار ، با طول 843 کيلومتر سرک قندهار – هرات- تورغندي ،679 کيلومتر سرک هرات – اسلام قلعه ، 124 کيلومتر سرک قندهار – سپين بولدک ، 101 کيلومتر سرک کابل – تورخم ، 232 کيلومتر سرک کابل – شيرخان بندر ، 405 کيلومتر سرک پل خمري – مزار شريف – شبرغان ، 360 کيلومتر سرک کابل – گرديز ، 122 کيلومتر سرک گرديز – خوست ، 117 کيلومتر
جغرافياي طبيعي
افغانستان سرزميني کوهستاني و محاط بر خشکي است، و جز «اردن هاشمي» تنها کشور خاورميانه محسوب مي شود که به «دريا» راه ندارد. اين سرزمين درنيمکره شمالي، نيمکره شرقي و درمحدوده آسياي ميانه واقع است. مساحت آن را در منابع مختف بين 620 تا 700 هزار کيلومتر مربع ذکر کرده اند، اما 225، 652 کيلومتر مربع مساحت داشته و چهلمين کشور جهان به شمار مي آيد. طول مرزهاي افغانستان حدود 5800 کيلومتر مي باشد، که شامل 2384 کيلومتر درشمال با جمهوري هاي تاجيکستان، ازبکستان و ترکمننستان؛ 2240 کيلومتر از مشرق و جنوب با جمهوري اسلامي پاکستان، 73 تا 93 کيلومتر مربع از سمت شمال شرقي از طريق تنگه واخان با ايالت مسلمان نشين سين کيانگ (ترکمنستان) جمهوري خلق چين و 855 تا 930 کيلومتر در مغرب با جمهوري اسلامي ايران (که 619 کيلومتر آن با استان خراسان مي باشد) يشترين فاصله شرق تا غرب افغانستان 1240 کيلومتر، و شمال تا جنوب آن 855 کيلومتر است و حداقل فاصله آن با آبهاي آزاد جهان 500 کيلومتر است.قسمت هاي وسيعي از خاک افغانستان را عمدتا در شمال و شرق کشور، کوهها وسنگلاخ ها پوشانده است کوههاي هند و کش به طول 600 و عرض 100 کيلومتر از سمت شمال شرقي به طرف غرب و جنوب غربي کشيده شده و تقريباً از ميانه کشور مي گذرد. اين کوهها بيش از نيمي از سرزمين افغانستان را فراگرفته، و براي شهرهاي «کابل»، «قندهار» و«هرات» ارزش استراتژيکي مهمي ايجاد کرده است.کوههاي قدر به طرف مغرب امتداد مي يابند، از ارتفاع آن کاسته مي شود و در نزديکي مرزهاي ايران تبديل به کوهها و تپه هاي کم ارتفاع مي گردند.در ادرتفاعات هند و کش همواره برف وجود دارد. حتي در تابستان ها نيز قله ها و يخچال ها پر برف است.در ميان ارتفاعات هند و کش،دره هاي عميق و خوش آب و هوا و حاصلخيزي وجود دارد که محيط مساعدي براي پرورش دام و توليد ميوه است.افغانستان سرزمين افراط و تفريط است کوهها سر به فلک کشيده و دره ها عميق، باران هاي بهاري و تابستان هاي خشک، زمستان هاي بسيار سرد و تابستان هاي گرم، ارتفاعات پوشيده از برف در طول سال و سرزمين هاي پست و خشک وسوزان.اين افراط و تفريط در زندگي اجتماعي نيز وجود دارد.سرزمين افغانستان در طول تاريخ گلوگاه تهاجم به هند بوده است؛ جنگجويان بسياري چون «اسکندر مقدوني»، «محمود غزنوي»، «تيمور گورکاني»، «نادر شاه افشار»، از پيچ و خم کوهها و دره هاي اين کشور خود را به هندوستان رسانده اند. علاوه بر اين تا قبل از کشف راههاي آبي در قرون جديد و سپس توسعه راههاي هوايي، خط مسير بازرگاني شرق و غرب، از دشت شمالي آن عبور مي کرد، محل عبور کاروانهاي جاده ابريشم از اين سرزمين بوده که عموما ازطريق قندهار به هند و از طريق بلخ به چين مي رفت.پس از کشف راههاي آبي و سپس توسعه راههاي هوايي، افغانستان مانند ساير سرزمين هاي آسياي مرکزي، تبديل به منطقه اي بن بست شد و گذر هيچ بيگانه اي به آنجا نيفتاد. همچنين ارتفاعات افغانستان سپر استراتژيکي مستحکمي بين آسياي شمالي و آسياي جنوبي است.
مهمترين عوارض طبيعي افغانستان عبارتند از:
1. کوهها و کوهستان ها:
مهم ترين ارتفاعات کشور از اين قرار است:
1- هند و کش (6298 متر) 2- پامير کوچک، (6281 متر دروخان) 3- بدخشان(5355 متر) 4- بابا (5413 متر، باميان) 50 سفيد خرس 6- ترغان (3982 متر) 7- سفيد کوه (4755 متر ، سکرم) 8- نورستان 9- شاه مقصود (2773 متر) 10- مزار (3787 متر) 11- هزار جات (4101 متر، تمران) 12- بندبيان 13- چلبدالان 14- سياه کوه 15- بالا کوه (3872 متر) 19- دوشاخ (2110 متر) 20 ياه بند (2560 متر 21- چاغي
2. رودها:
رودهاي افغانستان (که به آن دريا مي گويند)، از کوههاي مرکزي و مناطق شرقي کشور سر چشمه گرفته، به سمت غرب و جنوب جريان مي يابد. به دليل ارتفاع زياد کوهها و کاهش نسبتاً سريع ارتفاع کوهها، سرعت آب ها بسيار زياد است و به همين جهت براي توليدانرژي برق مناسب است.
مهمترين رودهاي کشور عبارتند از:
1- آمودريا (جيحون) از کوههاي پامير سرچشمه گرفته و حدود 1126 کيلومتر از آن در قسمت مرزهاي شمالي کشور با تاجيکستان، ازبکستان و ترکمنستان مي باشد و قسمت هايي از آن قابل کشتيراني است در سواحل آن رودخانه شيرخان بندر و بندر حيرتان قرار گرفته، که کالاهاي صادراتي يا وارداتي افغانستان به ممالک آسياي ميانه از اين طريق مبادله مي شود.جيحون داراي آبشارهاي متعدد است و براي توليد نيروهاي هيدروليک قابل استفاده است 2- هيرمند (هلتمند): از کوههاي يغمان در غرب کابل سرچشمه گرفته و 1400 کيلومتر طول دارد و در جنوب غربي افغانستان قسمت کمي از مرز مشترک ايران و افغانستان را تشکيل مي دهد و مهمترين منبع تامين آب درياچه هاي سيستان و بلوچستان و اراضي زراعي شمالي آن است. 3- هريرود- از کوه بابا در مرکز افغانستان سرچشمه گرفته، از هرات مي گذرد و در شمال غربي کشور اندکي از مرز مشترک ايران و افغانستان را تشکيل داده سرانجام در ريگزارهاي ترکمنستان فرو مي رود. 1230 کيلومتر طول داشته و داراي آبشارهاي متعدد است و براي توليد نيروي برق مناسب است. 4- کابل رود: از کوههاي شرقي سرچشمه گرفته از وسط دو شهر مهم «کابل» و «جلال آباد» عبور کرده وارد خاک پاکستان مي شود و به رود «سند» مي ريزد. 5- درياي پامير 6- کوکچه 7- فرخار 8- درياي کندوز 9- درياي خلم 10- بلخ 11- درياي بند امير 12- درياي پنج شير 13- درياي کند 14- درياي غربي 15- رود لوره 16- ترناک رود 17- درياي ارغنداب 18- خاش رود 19- فراه رود 20- نيزگان 21- تکاب استادن 22- شيرين تکاب 23- درياي مرغاب 24- درياي اولنگ 25- رود گز.
3 . درياچه ها:
درياچه هايي بسيار کوچک، به نام هاي «آب ايستاده مقر»، «بند کجکي» »بندار عنداب»، «دق پترکان»، (در مرز ايران) ، «هامون پورک» و«دشتنمدي»دارد.
4. دشت ها:
که عموماً در شمال و شرق هستند.از جمله : 1- دشت برنگ 2-د پشت رود 3- گرمسير 4- ريگستان 5- سياه سنگ 6- دشت مرغو (مارگو) 7- دشت خلش 8- دشت همدم آب 9- هجده نهر 10- دشت نمدي.
ظهيرالدين بابر در سال 931 هـ. ق گفته است:
« شما از کابل طي يک روز مي توانيد به منطقه اي برويد که هرگز برف نمي بارد، اما ظرف دو ساعت مي توانيد به منطقه اي برويد که برف هرگز ذوب نمي 5. آب و هوا:
طبيعت افغانستان به خاطر ارتفاعات سر به فلک کشيده و رودخانه هايي که از آن سرچشمه مي گيرد، زيباست و تنوع آب و هوا در آن مشهود است.زمستانهايش بسيار سرد (تا 20 درجه زير صفر ) و تابستانهايش بسيار گرم ( تا 40درجه بالاي صفر) مي باشد.ب و هوا از يک استان به استان ديگر و از يک شهر به شهر ديگر تفاوت دارد.بارندگي نيز در نقاط مختلف، متفاوت مي باشد و بين 100 تا 400 ميلي متر در نوسان است.اين مقدار در مناطق شرقي بين 250 تا 400 و در مناطق غربي و جنوب غربي بين 100 تا 150 ميلي متر است در مناطق مرکزي به علت وجود ارتفاعات و بارندگي بيشتر، هوا از نواحي ديگر سردتر است، ولي در مناطق جنوبي و غربي به علت کمي بارندگي هوا گرمتر بوده داراي تابستان هاي گرم و خشک و زمستان هاي معتدل تر است.در مناطق کوهستاني به علت برف و يخبندان ارتباط روستائيان و قبايل نيمي از سال با يکديگر قطع مي شود و آب وهوا تاثير بسيار در پراکندگي و جدايي جمعيت دارد.منابع آب زيرزميني افغانستان نسبتاً غني است در شهر کابل آب درعمق 3-4 متري زمين قرار دارد؛ وليکن به دلايل فني، کمتر از آب زيرزميني استفاده شده و عموما مردم در اکثر نقاط افغانستان با مشکل کمبودآب (آشاميدني - کشاورزي) روبرو هستند وتنها %22به آبهاي سالم مصرفي دسترسي دارند (%39 شهرها، %18 روستاها)
جغرافياي انساني
جمهوري افغانستان، که در حال حاضر دولت موقت منتخب اجلاس بن اداره آن را به رياست «حامد کرزاي» برعهده دارد، در سال 1997 م 20/838/000 نفر جمعيت داشته است، و از اين نظر چهل و هفتمين کشور جهان محسوب مي گردد. پيش بيني مي گردد با بازگشت مهاجران افغاني از آسيا (به خصوص پاکستان ، ايران و امارات) و اروپا (به ويژه آلمان، فرانسه) و آمريکا و استراليا، جمعيت کشور در سال 2004 به حدود 28 ميليون نفر بالغ گردد.رشد جمعيت %2/3 بوده و تراکم جمعيت حدود 31/9 نفر در هر کيلومتر مربع است.
پرجمعيت ترين شهرهاي آن عبارتند از:
کابل (پايتخت) 2/034/000 نفر ، قندهار 225/500 نفر؛ هرات 177/300 نفر، مزار شريف 130/600 نفر، جلال آباد 58/800 نفر قندوز 57/100 نفر، بغلان 41/200 نفر. بقيه شهرها جمعيت اندکي داشته و با چهره سازي روستايي مانند و حتي ظاهر يک شهر را نيز ندارند.%16/5 در شهر و %73/7 در حدود 20/000 روستا ساکن هستند و %8/6 بقيه نيز زندگي عشايري (چادر نشين) دارند؛ و به دليل اينکه حدود 17 ميليون افغاني در خارج از شهرها زندگي مي کنند، اساس جامعه در اين کشور « ده » مي باشد.متوسط طول عمر 41/5 سال، و اميد به زندگي 41 سال و نرخ مرگ و مير کودکان بين 182 تا 200 در هر 1000 نفر کودک است.
به علت نظام قومي و قبيله اي، شرايط خاص اجتماعي و اقتصادي نبوده جاده هاي مناسب براي رفت و آمد (به حدي که اکثر جاده هاي روستايي و يک سوم راههاي بين شهري در زمستان مسدود مي گردد)، نبود وسايل حمل و نقل کافي و مشکل بودن زندگي در شهرها، به علت فقدان کار و درآمد، و عدم پذيرش افراد قبايل ديگر در ميان قبيله جديد، مهاجرت و رفت و آمد در کشور محدود است و بيش %80 جمعيت معمولا در همان جايي به سر مي برند که متولد گرديده و حداکثر از محدوده جغرافيايي قبيله، چند کيلومتر اين طرف و آن طرف مي روند. بر اثر وقوع جنگ داخلي در کشور پس از سال 1980 م حدود 5 يا 6 ميليون نفر از اهالي کشور، به دو کشور پاکستان و ابران حتي اروپا و آمريکا و استراليا مهاجرت کرده اند.
جغرافياي سياسي افغانستان
افغانستان در منطقه حساس و استراتژيك «آسياي مركزي» قرار گرفته است. از يك سو به (شبه قاره هند»، و از سوي ديگر به كشورهاي معروف به «آسياي ميانه» و نيز «جمهوري خلق چين»؛ و از سمت ديگر به «آسياي غربي» مرتبط است. سلسله جبال «هندوكش» كه قسمت وسيعي از خاك كشور را پوشانده، همواره سد محكمي در مقابل مهاجمان از شمال به سمت جنوب و مهاجمان از جنوب به سمت شمال و يا از غرب به شرق و نيز بالعكس.
افغانستان، در دو قرن گذشته، حائلي ميان امپراتوريهاي «شرق» و «غرب» بوده است. جدايي اين منطقه از ايران و پيدايش كشوري به نام «افغانستان» به همين منظور بود. مقصد آن بود كه ديوار مستحكمي بين مرزهاي استعماري شرق و غرب وجود داشته باشد؛ حتي در منطقة شمال غربي آن «تنگه واخان» (خيبر) را ضميمه خاك افغانستان نگاه داشتند تا بين «هند» كه تحت استعمار «انگليس» بود، با «آسياي مركزي» كه در تصرف «روسيه» قرار گرفت؛ فاصله و جدايي بيندازد.
در حال حاضر، به دليل قرار گرفتن در مرز با «آسياي ميانه» و اهميت انتقال منابع زيرزميني اين كشورها به دنيا از خاك افغانستان، همجواري با ايران و حالت تخاصم ايالات متحده امريكا با آن؛ توليد بيش از يك دوم مواد مخدر جهان در آن و سند پيروزي ديپلماسي سياسي و نظامي امريكا و جورجبوش پسر در آغاز قرن بيست و يكم و اراده جهاني براي بازسازي آن، طرف توجه محافل بينالمللي و دولتهاي همسايه قرار دارد؛ اما آرام آرام اين حساسيتها كاسته شده و تنها نقشي محدود در منطقه به آن واگذار ميگردد.
نيروهاي نظامي
گر چه هنوز جنگ داخلي در افغانستان پايان نيافته و نيروهاي واكنش سريع ناتو (ايالات متحده امريكا و انگلستان) در بخشهايي از كشور با بقاياي گروه طالبان و سازمان تروريستي القاعده مذاكره ميكنند، بر اساس قوانين موجود، تمام يروهاي مسلح زير نظر «وزارت دفاع ملي» بوده و سران قبايل و نيز برخي احزاب و حتي واليان نيز ارتش ويژه و مخصوص به خود دارند، از جمله ژنرال دوستم و اسماعيل خان هراتي.
نيروهاي فعال مسلح 45000 نفر (40000 نفر زميني، 5000 نفر هوايي) بوده و سربازان از ميان مردان 15 تا 40 ساله انتخاب ميشوند. مدت خدمت سربازي دو سال است. مهمترين پايگاههاي هوايي افغانستان به اين شرح ميباشند: 1. كندوز (قندوز) 2. شيندند 3. كابل 4. مزارشريف 5. هرات 6. غزنين (غزني) 7. قندهار 8. جلال آباد. پس از فروپاشي حكومت طالبان، پنتاگون رسماً مسئوليت كامل بازسازي ارتش كشور را كه در حال حاضر با همکاري دولت ، به عهده گرفته است.
گارد مرزي آن 30000 نفر ، وزارت امنيت ملي 12000 نفر، پليس 12000 نفر و نيروهاي داوطلب نيز حدوداً 60000 نفر هستند، در سال 1991 م. گروههاي سني مذهب (مجددي، گيلاني، محمدي، يونس خالص، حكميتار و رباني) 205000 سرباز و گروههاي شيعه (وحدت اسلامي، حركت اسلامي، حزب الله و ...) 116000 سرباز در اختيار داشتهاند. افغانستان در هيچ يك از پيمانهاي نظامي منطقه و بينالمللي عضويت ندارد.
اديان و مذاهب
%99 مردم افغانستان مسلمان هستند، که شامل %74 سني و %25 شيعه (شيعه اثني عشري و اسماعيلي) مي باشند.حدود 20/000 هندووسيک و 150 خانواده يهودي نيز در اين کشور زندگي مي کنند.
جامعه افغاني، به دليل تاثيرپذيري از نهاد خانواده روستايي و عشيره اي، تعهد و تقيد فوق العاده شديدي نسبت به دين و مذهب داشته؛ خرافه باورهاي سنتي غلط در آن به شدت رواج داشته وتقريباٌ اکثر مردم در فقر و بي سوادي به سر مي برند.تنها %18 افغاني ها با سواد هستند که %30 از مردان و %5 از زنان را در بر مي گيرد.
تقسيمات کشوري
جمهوري اسلامي افغانستان به 31 ولايت (استان) تقسيم مي گردد، كه ولايت دايکندي وپنجشير درزمان دولت انتقالي به رياست کرزي رسميت يافت:
1- ارزگان (Uruzgan) به مرکز «ترين کوت» مساحت 295.29 کيلومتر مربع، جمعيت 29/295 کيلومتر مربع، جمعيت 465/000 نفر)
2- بادغيس(Badghis) به مرکزيت «قلعه نو» (مساحت 21/858 و 21 کيلومتر مربع جمعيت 224/000 نفر)
3- باميان (Bamian) به مرکزيت «باميان» (مساحت 17/414 کيلومتر مربع جمعيت 281/000 نفر)
4- بدخشان (Badakhashan) به مرکزيت »فيض آباد» (مساحت 47/403 کيلومتر مربع، جمعيت 521/000 نفر)
5- بغلان (Baghlan) به مرکزيت «بغلان » (مساحت 17/109 کيلومتر مربع، جمعيت 517/000 نفر)
6- بلخ (Balkh) به مرکزيت «مزار شريف» (مساحت 12/593 کيلومترمربع جمعيت 610/000 نفر)
7- پروان (Paruan) به مرکزيت «چاريکار» (مساحت 9/399 کيلومتر مربع ، جمعيت 528/000 نفر)
8- پکتيا (Paktia) به مرکزيت «گرديز» (مساحت 9/581 کيلومتر مربع، جمعيت 506/000 نفر)
9- پکتيکا (PaktiKa) به مرکزيت «شرنه» (مساحت 19/336 کيلومتر مربع، جمعيت 256/000 نفر)
10- تخار (Takhar) به مرکزيت «تالقان» (مساحت 12/376 کيلومتر مربع جمعيت 544/000 نفر)
11- جوزجان (Jowzjan) به مرکزيت «شبرغان» (مساحت 25/553 کيلومتر مر بع، جمعيت 616/000 نفر)
12- زابل (Zabol) به مرکزيت «قلات» (کلات) (مساحت 17/293 کيلومتر مربع جمعيت 1888/000 نفر)
13- سمنگان (Samangan) به مرکزيت «آيتک» (سمنگان) (مساحت 15/565 کيلومتر مربع، جمعيت 274/000 نفر)
14- غزني( Ghazni)به مرکزيت «غزني» (مساحت 23/378 کيلومتر مربع، جمعيت 676/000 نفر)
15- غور (Ghowr) به مرکزيت «چخچران» (مساحت 38/666 کيلومتر مربع، جمعيت 354/000 نفر)
16- فارياب (Faryab) به مرکزيت «ميمنه» مسساحت 22/279 کيلومتر مربع جمعيت 610/000 نفر)
17- فراه (Farah) به مرکزيت «فراه» (مساحت 47/788 کيلومتر مربع، جمعيت 245/000نفر)
18- قندوز (Qanduz) به مرکزيت «قندوز» (کندز) (مساحت 7/827 کيلومتر مربع،جمعيت 583/000نفر)
19- قندهار (Qandahar) به مرکزيت «قندهار» (مساحت 47/675 کيلومتر مربع جمعيت 598/000 نفر)
20- کابل (kabul) به مرکزيت «کابل» (مساحت 4558 کيلومتر مربع، جمعيت 1/518/000نفر)
21- کاپيسا (kapisa( به مرکزيت «محمودراقي» (مساحت 1/871 کيلومت مربع جمعيت 262/000 نفر)
22- کنرها (Konarha) به مرکزيت «اسد آباد» (مساحت 10/479 کيلومتر مربع، جمعيت 262/000 نفر)
23- لغمان (Loghman) به مرکزيت مهترلام (مساحت 7210کيلومتر مربع جمعيت 325/000 نفر)
24- لوگر (Lowgar) به مرکزيت «برهکي» (مساحت 4652 کيلومتر مربع، جمعيت 226/000 نفر)
25- ننگرهار (Nangarhar) به مرکزيت «جلال آباد» (مساحت 7616 کيلومتر مربع جمعيت 782/0000 نفر)
26- نيمروز (Nimruz) به مرکزيت «زرنج» (مساحت 41/356 کيلومتر مربع، جمعيت 108/000نفر)
27- وردک (Vardak) به مرکزيت »ميدان شهر« (مساحت 9023 کيلومتر مربع، جمعيت 301/000 نفر)
28- هرات (Harat) به مرکزيت «هرات» (مساحت 61/315 کيلومتر مربع، جمعيت 808/000 نفر)
29- هلمند (Helmand) به مرکزيت «لشگرگاه» (مساحت 61/829 کيلومتر مربع، جمعيت 542/000 نفر)
30 - دايکندي(Daikondi ) به مركزيت «نيلي» (مساحت: تاهنوز دولت اطلاعاتي در اين باره نداده است).
31 - پنجشير( pangshir) به مركزيت «بازرك» (مساحت: تاهنوز دولت اطلاعاتي در اين باره نداده است).برگرفته ازسایت اتحادیه هزاره
والی ولایت غزنی وشاگل رضای ضفری درآمریکا
گزارش ویژه صفروالی ولایت غزنی ومحترمه خانم شاگل رضایی وچندی ازهئت های همراهش ازمقامات بلندپایه آمریکا راجع به کمک کردن شهرتمدن اسلامی غزنی گفت گونمود


شهر تاريخي غزني؛ طي بيش از سه و نيم قرن سلطنت غزنويان (350- 583)؛ مرکز امپراطوري بزرگ اسلامي در آسيا بود و سلطان محمود غزنوي، با درايت و کفايت سياسي- نظامي که داشت، فتوحات چشمگيري از ايران و توران تا هند و سندو لاهور و لکنهور، در گسترش اسلام انجام داد و امپراطوري بزرگ اسلامي را در غزني اساسگذاري کرد؛ طوري که خلافت بغداد، محمود غزنوي را "سلطان اعظم اسلام" لقب داد و افغانستان را جزء بلادهاي بزرگ اسلام به رسميت شناخت!
اعلام اين تصميم و اعطاي اين لقب مهم (پايتخت تمدن اسلامي در آسيا) به شهر غزني؛ براي افغانستان، بسيار دورازانتظار و به شدت آميخته با افتخار بود؛ افغانستاني که متاسفانه همواره از اعتبارات تاريخي و افتخارات فرهنگي خود مي گريزد و برخلاف تمام کشورهاي دنيا و همه مردم جهان، مي کوشد تا اين گذشته ها همچنان خاموش و فراموش بماند، آثار و اقتدار تاريخي، هنري و فرهنگي اين سرزمين، در غربت و گمنامي، خاک شود و داشته هاي ديرينه و پرپيشينهء آن، از صفحهء گيتي پاک گردد.
ده ها اثر تاريخي نادر و ناياب در گوشه گوشهء کشور، طي سالهاي وحشت فرهنگي حاکم براين سرزمين، به دستور دشمنان تاريخ و فرهنگ افغانستان به فتواي شخص مرموز و مجهول الهويه اي به نام "اميرالمؤمين ملاعمر آخوند مجاهد"، طي ساليان حاکميت گروه نام نهاد طالبان، نابود شدند و آتش فتنهء تروريزم، گذشته از آدم هاي اين خاک خسته و زخمي، حتي به سنگها هم رحم نکرد و شهمامه و صلصال نمادهاي بلند و ايستادهء قامت باستان افغانستان را با بمب و باروت حجريت و بربريت قرن، از دوش باميان برداشت و گنجينهء يادها و خاطره هاي تاريخ و هنر باستاني بشريت را، از داشتن اين دو تمثال بي نظير مدنيت و هنر تاريخ جهان، خالي و تهي گذاشت!
غزني، اينک ا گر از سوي کشورهاي اسلامي منحيث پايتخت تمدن اسلامي آسيا شناخته و پذيرفته شد و افتخار بزرگي از گذشتهء تاريخ و تمدن اين شهر خاکي و خراب را نصيب ملت افغانستان نمود، بدون شک باميان باستان نيز با تاريخي به بلندي و شکوهمندي قامت شهمامه و صلصالش، شهادت مي دهد که اين شهر باستاني و کوهستاني، نيز پايتخت تمدن بودائي جهان بوده و عظمت بزرگي از مدنيت و فرهنگ و هنر باستاني بخش بزرگي از مردم ديگر دنيارا در قلب آسيا، به افغانستان اختصاص مي دهد و ملت بزرگ افغان را از شهرت و مزيت جهاني و قاره اي، برخوردار مي فرمايد.
ناديده گرفتن و ناشناخته گذاشتن افتخارات تاريخي و باستاني اين دو شهر شکسته و فروريختهء غريب و پر گرد و غبار کشور در هيئت خاموشي و فراموشي، جفاي بزرگي در حق مردم اين سرزمين است و اگر در گذشته هاي تاريک و تلخ کشور، ادامه و امراري از اهمال و اعمال داشت، اينک در روشني دموکراسي و پويندگي نظام انتخابي آن، هرگز محلي از توجيه و تيرگيري ندارد و شرايط از هر نظر ايجاب مي کند که به جبران گذشته ها، در آبادي و زيباگري دوشهر باستاني باميان و غزني، و همچنين ساير آبده و امکنهء تاريخي در نقطه نقطهء کشور، همت گردد و نسبت به هر شهر و ولايت ديگر، سرمايه هاي بيشتر و برنامه هاي بهتر و مثمري، بدانها اختصاص داده شود؛ تا از شکستگي و فراموشي موجود بيرون برايند و همپاي تاريخ و تمدن ديرينه و پذيرفته شدهء شان، زيبا و مهيا در جهان بدرخشند!
بوداي باميان اگر به جرم قامت و قيافهء "هزارگي" خود، همواره مورد غضب و نفرت بود و بر مقدم هر شاه و هر امير و هر وزير اين سرزمين، پاره يي از پيکر ايستادهء خودرا پرداخت تا بالاخره در آتش جور و جنايت تروريزم از دامن باباي بلند باميان، بر خاک افتاد و پاره هاي پيکرش در بازار جهل و جفاي قرن، به ليلام رفت؛ غزني، شهر اولياي خدا، قبلهء ادبا وعرفا، مدينهء عظمت و پيشرفت اسلام در آسيا، با آن همه آثار تاريخي و ديدني خود، با آن بالاحصار باستاني و ماندني خود، و با ده ها گلدسته و گنبد سبز اسلامي- ديني خود، خوشبختانه هرگز اين جرم را ندارد. و "سلطان محمود" ترکتبار ديروز که باني اين افتخار بود و توانست سلسلهء غزنويان را در اين خاک، جان بدهد و بيش از سه صدسال سلطنت و حاکميت شان را جريان ببخشد تا طي سه قرن بيشتر، اين تاريخ و تمدن را بيافرينند و آن همه شکوه و عظمت از اسلام و مسلمانان در آسيا به نمايش بگذارند و افتخار باستاني و تاريخي افغانستان شوند، هرگز "هزاره" نبود و غزني امروز هم هرگز تنها شهر "هزاره ها" نيست.
غزني، در آميزه يي از تاريخ و تمدن باستاني ديروز؛ آيينه اي از وحدت و برادري ملي امروز است. هيچ ولايت و شهري مثل غزني در کشور، مليت هاي مختلف را در خود جانداده و بازو به بازوي هم برادرانه در راستاي صنعت و اقتصاد و سياست و مديريت و فرهنگ و هنر و کسب و کار و تجارت و بازار، به تلاش مشترک کنارهم ننشانده و تمام اتباع کشور اعم از هزاره و پشتون و تاجک و ازبک و ترکمن و بلوچ و هندي و براهوي و...، را در صف واحد، کوچه به کوچه و دکان به دکان در کنارهم، يارهم وغمخوارهم قرار نداده است.
متون عرفاني-عرفي اين سرزمين، گوياي اين حقيقت است که غزني در شرف و عزت تاريخي و اسلامي خود، بر بسياري شهرهاي جهان، بارها و بارها فضيلت و برتري دارد؛ حتي مکه و مدينه با آنکه مسکن و مدفن پيامبر رحمت و محبت، نبي وحدت و اخوت، حضرت ختمي مرتبت رسول خدا محمدبن عبدالله(ص) بوده اند، نتوانستند گرمي لطافت و برکت گامهاي برهنهء آن خورشيد مطلق و مششع لولاک را بر پهنهء خود حس و لمس کنند؛ اما غزني، شرافت زيارت پاهاي برهنه و حلاوت پنجه هاي پُر حرارت آن سيد انبيا را، بر گسترهء گر گرفتهء خاک خود دريافته و آن رسول مبارک در عالم معني، براين سرزمين پابرهنه راه رفته و غبار غزني را برابر با دُر عدن ارزش و درخشش داده، ارج و اعتبار معنوي و ملکوتي بخشيده است!
اينکه ملت هاي ديگر و کشورهاي ديگر، اهميت و موقعيت بلند و بي نظير شهر باستاني- تاريخي غزني را که خود از درک آن وحشت و نفرت داريم، ناباورانه و غيرمنتظره به ما معرفي مي کنند و اين شهر غريب و غبارزده را پايتخت تمدن اسلامي در آسيا مي خوانند، بايد عرق شرم از پيشاني ما برزمين بچکد و هم ملت و هم دولت را به اين پرسش از خود وادارد که بي مهري و فراموشگيري اينگونه مفاخر و معالم باستاني و تاريخي در اين کشور، تا کي ادامه مي يابد؟ از چه آبشخوري سيراب مي شود؟ چه انديشه هايي وا مي دارد تا هم مردم و هم مسئولين اين مملکت درطول تاريخ، نسبت به شهرهاي تاريخي و آثار باستاني خود بي تفاوت بمانند؟ و چه انگيزه هايي باعث مي شود که در بي اطلاعي کامل از درک اهميت ملي و اعتبار بين المللي اين شهرها و آثار و آبدهء موجود در آنها، هر روز و هر ماه و هرسال، بخشي از اين گنجينه ها و دفينه هاي داشتني و دست نيافتني تاريخ فرهنگ و تمدن کهن مملکت، در گزند باد و باران استحاله شده از دست برود و يا خشت به خشت و لوح به لوح، توسط مافياي آبدات تاريخي و دزدان جهاني آثار باستاني، از دل خاک بيرون گردد و در بازارهاي بين المللي قاچاق، به تاراج و چپاول برود!؟
آيا وقت آن نرسيده ا ست که هماهنگ با افکار جهان و همنوا با همت کشورهاي مسلمان، کمي به خود آييم و با فرار از حصار تنگ ننگين و پرنفرين منطقه و ملاحظات سخيف و پسيف لسان و نژاد، کمي مدني تر و انساني تر بينديشيم؛ در ديدگاه تاريخي خود تحول و تجددي پديدآريم؛ يک انسان، يک مسلمان و يک افغان شويم و نسبت به آثار باستاني و تاريخي در کل کشور، اعتبار و اهتمام ورزيم؛ به جبران غفلت و غباوت تاريخي خود تا دير نشده لااقل از هم اکنون به بازسازي آثار باستاني ديروز غزني و زيباگري و نوآوري امروز اين شهر تاريخي، همت ببنديم! شايد بتوانيم تا سال 2013 که افتخار لقب "پايتخت تمدن اسلامي آسيا" رسماً به آن تعلق داده ميشود، اين شهر تاريخي خاکي و خاکستري را از فلاکت و فرسودگي موجود بيرون کنيم و رنگ و آهنگي از تمدن ببخشيم و در برابر دنيايي که به ديدن اين پايتخت پُرآوازهء مدنيت اسلامي آسيا، و به تماشاي تمدن تاريخي و باستاني افغانها مي آيند، دستخالي و سر به زير نمانيم!
نکتهء قابل ذکر اينکه حفظ آثار ارزشنمد تاريخي و باستاني کشور؛ از گزند دزدان هنر و فرهنگ کهن و بلند اين سرزمين که طي ساليان اخير براي تهي کردن دفينه هاي تاريخي و خالي کردن گنجينه هاي باستاني کشور، هر تپه و استوپه را مي کاوند و دل هر قبر و زيارتي را مي شکافند و به سرقت مي برند، تنها کار دولت افغانستان نيست؛ بلکه آحاد مردم افغانستان بايد در راستاي حفظ اين داشته هاي ديدني و از دست رفتني تاريخ و تمدن شان، در هر ده و ديار مملکت برخيزند و هرکدام در منطقه و حوزهء خود، وجدان قهار دولت و ديدهء بيدار ملت خود باشند؛ دولت افغانستان، در شرايط کنوني که دشمنان گذشته و آيندهء اين آب و خاک، در قامت القاعده ظاهر شده و به ويراني و بربادي آن از داخل و خارج کمر بسته اند؛ اين توان و ا مکان را ندارد که بر نقطه نقطهء اين سرزمين تسلط داشته باشد و در نظارت کامل نيروهاي امنيتي خويش، از دستبرد به اماکن تاريخي و مناطق باستاني در هر ده و ديارمملکت، پاسداري و نگهداري کند.
اشکها و فريادهاي رئيس جمهور محترم کشور؛ ناگفته و ناسروده درد و اندوه اين غم و الم را فرياد مي کند و از يکايک مردم استمداد مي جويد و مي گويد از کابينه يي که اعضاي آن "بايک بيک خالي آمده اند" اما مي خواهند با يک بيک پُر، از کشور به خارج برگردند؛ از مشاوران و وزيراني که ويزهء شان در جيب شان است و با هر انفجار و انتحاري، آمادهء رفتن و جان به در بردن از مملکت اند؛ و از دوستان جهاني که در رسيدن به عمق استراتژيک شان در آسيا، کشور مارا به تيول ترياک و ترمينال تروريزم تبديل کرده، هم کوزه و هم کوزه گر و هم گل کوزه اند، رنج ما مي دهند و گنج مارا مي برند؛ هرگز اميدي نيست که براي مردم اين سرزمين دل بسوزانند و با تکيه بر افتخارات تاريخي- ملي کشور، در حفظ فرهنگ و هنر باستاني افغانستان، سرمايه و برنامه اي صادقانه و دلسوزانه بريزند و خطر و ضرري را درين راستا بپذيرند.
معرفی مساحت وجمعیت جاغوری
باسلام دوستان وخانندهای گرامی امیدوارم خوشی وخوشحالی شامل حال همگی تان باشدمعرفی جاغوری. نویشته ازیکی ازدوستان است که واقعازهمات شان قابل قدراست ازمن خواهش کرده بودکه بنشربرسانم ناشیرهجکدام مسولیت راعهده دارنمیباشدواگرکدام کمی وکاستی داشته باشدامیدوارم توضع دهیدتشکرازهمه تان
ولسوالی جاغوری که یکی ازولسوالی های پرجمعیت درسطح افغانستان است بنابر احصائیه های که ازسوی آگاهان منطقه صورت گرفته 280000 نفرجمعیت دراین ولسوالی زندگی می نمایند .ازنگاه مساحت دارای مساحت تقریبی 10000 کیلومتر مربع ،کوهای بلند ، رودخانه های زیبا وهوای پاک ومردمان حلیم ،باذکاوت ، مهمان نواز وعلم دوست می باشد .درسال آموزشی 1389 خورشیدی دروازه های99 باب مکتب اعم ازلیسه ، متوسطه وابتدائیه ویکباب دانشگاه تربیت معلم به روی هزاران دانش آموز تشنه ی معرفت بازگردید . مکاتبی که درجاغوری تعمیر گردیده است اکثرا دارای ساختمان مناسب نبوده وفاقد امکانات آموزشی تعلیمی چون کتابخانه ، لابراتوار امکانات ورزشی و مواد ممد درسی می باشد . ساختمانهای مکاتب همه از مواد ساختمانی محلی چون سنگ وگل توسط خود مردم محل اعمار شده فقط تعدادی ازمکاتب که ازتعداد انگشتان یک دست تجاوز نمی کند باسنگ وسمنت ساخته شده اند . باید یاد آورشد که دولت افغانستان بدلیل ساختار های قبیلوی و تفکر تبارگرایی؛ درساخت چند باب مکتب محدود به جاغوری مدد رسانده است . اما اکثرمکاتب توسط مردم ومؤسسات شهدا وgrspاعمارگردیده .درقسمت پرسونل تعلیمی تمام مکاتب جاغوری به شمول دارالمعلمین به کمبودمعلم آنهم آموزگاران مسلکی دچاراند . معاشات اکثرمعلمین باوجودفقراقتصادی حاکم برمنطقه بار دوش اولیاء شاگردان می باشد این درحالی است که بسیاری ازمناطق مانند ولسوالی دایه اجرستان هیچ مکتب بدلیل حاکمیت طالب بازنیست ولی دولت معاشات وماکولات رابه افراد سرشناس منطقه می دهد وآنان بدون وجود مکتب همه ساله ازمزایای مالی کلانی مستفیدمی گردیده وفارغین مکتب ندیده رابه جامعه تحویل می دهند . عدم وجود معلمین مسلکی درمکاتب افغانستان به دلایل زیاد از جمله دودلیل عمده می باشد . 1 _ ازانجائیکه کیفیت تحصیلی در دانشگاه های تربیت معلم وسایردانشکده ها پائین آمده است فارغین مراکز فوق الذکر اکثرا فاقد صلاحیت تدریسی بوده وبا استخدام شان درمکاتب نه تنها سودی آموزشی ندارد ؛ بلکه شاگردان مکاتب نیز ازلیسه ها بی سویه فارغ می شوند. 2 _ اقلیتی ازدانشجویانی که به خاطر تلاش های شخصی شان ازمهارت وعلمیت تدریسی مناسبی برخوردار اند ؛ بدلیل عدم معاش مناسب درمعارف بدین ارگان مقدس اما درمانده وارد نمی شوند . 3 _ پرواضح است که جامعه جهانی کمک های بس عمده را وارد افغانستان نمودند ؛ که بخش عمده آن را خود کشور تمویل کننده ازطریق انجوهای کشور شان به مصرف رساندن ؛ بدون اینکه کاری زیربنایی ویاحتی روبنایی رابه منصه عمل رسانده باشند . وبخش دیگر کمکها ی جهانی به دولت افغانستان تعلق گرفته که به مصرف شخصی واهداف شخصی عده ی از افراد اقتدارگرا وابسته به باند تبارگرا در درون دولت آقای کرزی رسیده اما درساحه معارف که تشکیل دهنده ستون فقرات یک کشور راتشکیل می دهد ؟ توجه صورت نگرفته بویژه درمناطق مرکزی هزارجات این درحالیست که رئیس جمهور کرزی درمناطق پشتون درصورت تخریب اماکن دولتی خصوصا مکتب شعار: (بیاجورو بیاجورو) سرمی دهند؛ درحالیکه اگر بدون دوبارساختن یک بار برای مکتب بسازد ما ازان مانند مردمک چشم مان محافظت می نمایم ؛نیز این امر باعث تشویق برادران تخریب گر وسرعقل آمدن آنان نیز خواهد شد ؛ تا ازتخریب وشرارت دست برداشته وباقافله انسان معارف همگام شوند. بنا برانچه گفه امدیم یکی از دلایل افت معارف عدم توجه عملی دولت به معارف است ؛ درحالیکه سزاواراست دولت بازسازی و نوسازی معارف به سطح استاندارد های بین المللی را در رأس تمام اولیت های كاري خويش قراردهد.
چوکری بهاری تقدیم به هموطنان
دوســتان وبیننده عــزیز این چوکری بهاری که بهترین نوع گیاهی کوهی ونوشیدنی است تقدیم به همه هموطنان عزیزامیدوارم هموطنان که دست رسی به این نعمت بهاری دارندبهره بگیریدوکسان که دورازوطن درفضای مهاجرت ودرکشورهای بیگانگان زندگی شیرین خودراسپری مینماید امیدوارم که بیادهـای سابـقـه وخواطــرات شیرین ودلنشن که دارندازاین عکس جالب لـــذت ببــرند بـه امیـدکه هـرهمـوطن مــان بتــوانددریک فضای سلح وآبادی سربلندی وافتخارات وطــن سهــم گـرفته وبه آرامش زندگی خویشرا سپری نماید

کشف کمان یاقوس طبیعی هزارچشم دربامیان
این ساختمان طبیعی که به نام هزار چشم یاد میشود، ۳۰۰۰ متر بالا تر از سطح بحر قرار داشته و یکی از بلند ترین پل های طبیعی در جهان به حساب میرود.
زمانیکه محققین جامعۀ حفاظت از حیات وحش کرستوفر شانک و ایوب علوی، در سال ۲۰۱۰ میلادی، مصروف سروی زمین مسطح برای حیات وحش در سرحد شمالی ولایت بامیان بودند، با قوس یا کمان طبیعی بسیار بزرگی برخورد نمودند.
محققین یاد شده در ماه فبروی سال ۲۰۱۱ دوباره جهت دیدار این اعجوبۀ طبیعی به بامیان رفته تا آنرا اندازه گیری نمایند.
محدودۀ عرض این کمان طبیعی که توسط معیارات اندازه گیری پل های طبیعی صورت میگیرد، ۶.۲۱۰ فُت که برابر میشود با ۶۴ متر تثبیت شده است که با این حساب در ردۀ دوازدهمین قوس یا کمان بزرگ طبیعی جهان قرار میگیرد.
جووالتسن رئیس برنامۀ آسیایی جامعۀ حفاظت از حیات وحش گفت:
” این کمان طبیعی یکی از زیباترین کشفیات میباشد که تا حال کشف شده است. این قوس یا کمان حاکی از آنست که در افغانستان عجایب طبیعی وجود دارد که تا هنوز کشف نشده است.”
علی توفیق محقق امور باستانشناسی مقیم در کشور هالند طی مصاحبۀ با رادیو آشنا گفت که افغانستان یک شاهراه تمدن تاریخی بوده و غنی از همچو عجایب طبیعی میباشد. وی افزود:
” خبری را که در مورد این کمان طبیعی شنیدم برایم خیلی عجیب و خوشحال کننده بود. اینگونه کمان های طبیعی بیشتر در ایالات متحده و چین وجود دارند اما اکنون جای خوشحالی است که در افغانستان نیز اینگونه کمان یا قوس های طبیعی دریافت شده اند. در بارۀ قدامت این کمان طبیعی چیزی گفته نمیتوانم اما همینقدر میگویم که مربوط به دورۀ سنگ میشود.”
آقای توفیق افزود که اینگونه عجایب میتوانند توسط آب یا هم باد شکل بگیرند.
“اگر به فهرست تمامی طاق های دنیا مراجعه نماییم، معمولاً اینگونه طاق ها طبیعی اند و در اثر عوامل جیولوژیکی مانند آب و باد بوجود میایند. یعنی در مناطق که سطح آب بلند بوده باشد به مرور زمان آب سنگ ها را ساییده و به اشکال مختلف درمیاورد که بعد از پایین آمدن سطح آب اینگونه اعجوبه های طبیعی را میتوان دید و یا هم در اثر وزیدن باد های تند و متواتر باعث میشود تا سطوح سنگ ها تراشیده و ساییده شده و بالاخره سوراخی در آن بوجود آمده و در نهایت به شکل یک طاق یا کمان به وجود آید.”
بامیان یکی از شهر های قدیمۀ افغانستان است که با داشتن بت ها بودا و بند امیر از شهرت خاصی در گذشته نیز برخوردار بوده است. در سال ۲۰۰۹ بند امیر که در ۱۰۰ کیلو متری کمان هزار چشمه یی قرار دارد به نام پارک ملی نامیده شده و در سال ۲۰۰۹ رسماً افتتاح گردید. علی توفیق میگوید موجودیت اینگونه عجوبۀ طبیعی میتواند حظور سیاحین را در بامیان افزایش دهد.
آقای توفیق از مردم افغانستان خواست تا در حفظ و نگهداشت این عجوبه های طبیعی کوشا بوده و آنها را از گزند حوادث و افراد تخریبگر نگهداری نمایند. وی از حکومت افغانستان نیز خواست تا گروهی را جهت تحقیق و بررسی بیشتر به منطقه بفرستد.
کمان هزار چشمان بامیان فعلاً دوازدهمین قوس یا کمان طبیعی جهان است. قبلاً قوس طبیعی یوتااوتلای ایالات متحده دوازدهمین عجوبه یی بود که در لست آثار قدیمی دیناسور قرار داشت. کمان هزار چشمان چهار فُت بلند تر از کمان یوتااوتلا میباشد.
باید گفت که بزرگترین قوس طبیعی جهان که ” فییری برج” یا “برج خیالی” در ایالت گوانگژی کشور چین قرار دارد و دارای ۴۰۰ فُت که برابر است با ۱۲۲ متر عرض میباشد. در دنیا حدوداً ۲۰ قوس یا کمان طبیعی موجود اند که بیشتر آن در ایالات متحده دیده شده اند.
منبع :رادیودری
نوروز سال 1390 برهمه مبارکباد
هرروزتان نوروز نوروزتان پیروز

فرارسيدن سال 1390 خورشيدی و جشن عنعنوی نوروز را به مردم آزاده و قهرمان کشور ما وبويژه هم ميهنان عزيز ما در درون کشور تبریک می گویم. همچنان جا دارد تا به همه مردمان گيتي که از اين جشن بزرگ و تاريخي تجليل به عمل مي آورند شادباش و تهنيت گفته آرزومند آنهستم که سال نو، سال پرفيض و پربار، سال شادماني و سرور، سال تحقق همه آرزو ها، سال رفاه، آرامش، امنيت و ايجاد فضای سالم زنده گي و کار برای هم میهنان ما در درون کشور باشد . تا مردمان ما بتوانند با اميد و باور کامل نسبت به آينده و سرنوشت درخشان فرزندان شان، در حیات سیاسی کشور سهم گرفته و در بازسازی میهن رسالت شان را ادأ نمايند

بنام خداوندبخشاینده ومهربان دورودسلام فراوان به هموطنان عزیز چه درداخل وچه درخارج ازکشورعزیزمان زندگی میکندازخداوندبرای یکایک تان ارزوی موفقیت مینایم عزیزان این وبلاگ صرفابخواطریادبودازوطن عزیزاغازنشرنموده وآرزوی همکاری های هرچه بشتروبشترشماعزیزان رادارم بنده محمدعارف درسال1352درولسوالی جاغوری چهل باغتوی پشی درقریه گندو به یک خانواده مسلمان ودمکرات بدنیاآمدم وتاسن 14سالگی دروطن عزیزبودم دراین مدت زمان که خوبی عمر هرانسان است که بایداستفاده کردمتاسفانه تبلغات آن وقت چیزی دیگری بودیعنی کارواقتصادواسلحه بدوشی حاکمان وقت وبعدازسپری نمودن این دوران آغازمسافرت بدیارغربت رانموده درکویته پاکستان آمدم بعدازگزراندن چیزی کم یکسال دوباره مسافرت به کشور جمهوری اسلامی ایران راپشروگرفتم ومدت سه 3سال درایران مشغول کارهای اقتصادی بودم سال چهارم به وطن عزیزبازگشتم مدت سه 3سال دروطن بوده ودوباره بارمسافرت رابسته بافامل راهی کویته پاکستان شدم بعدازسپری نمودن چندسال درپاکستان مسافرت دیگری رابه کشور عربستان سعودی آغازنمودم فعلا درهمین کشورمقیم هستم وبه کارهای فروشندگی دکان داری مشغولهستم بنابراین مشکلات ها مدت زیاد مشود که درعالم غربت بسرمیبرم وامیددارم که شماعزیزان که نزدیک تر بوطن عزیزمباشیدباماهمکاری نمایدتابتوانم ازاوضاع قبلی یعنی گزشتها تاامروزشمادوست داران وطن رادرجریان قراربدهم باتشکراززحمات شایان شمادوستان امیدوارم پشنهادات وانطقادات شایسته خودراازمادریغ ننمایدتشکرموفق وپیروزباشیدعارف رحیمی چهل باغتو