مراسم تجلیل شهیدمزاری

 پانزدهمین سالروز شهادت رهبر شهید و یاران باوفایش

 از سوی بنیاد شهید مزاری و تنظیم نسل نو  هزاره مغل

 در کویته تجلیل بعمل آمد .

استاد عبدالعلی مزاری ( ره ) رهبر فقید ومحبوب حزب وحدت اسلامی افغانستان با شش تن از یاران با وفایش در 22 حوت سال 1373 در منطقه چهار آسیاب ولایت کابل طور بیرحمانه بدست نیروهای متحجر طالبان و تروریزم بین المللی به شهادت رسید . از آن روز به بعد همسنگران ، رهروان و علاقمندان راه  آن ابر مرد تاریخ همه ساله از رشادت ها و قهرمانی های آن چهره استوار و نامدار جهاد و مقاومت اسلامی مردم عدالتخواه افغانستان و اولین منادی و شهید وحدت ملی با مراسمای ویژه به سوگواری نشسته و طی محافل عمومی ، کنفرانس ها و سیمینار ها از مقام شامخ و اهداف والای آن حضرت تجلیل بعمل میاورند .

تنظیم نسل نو  هزاره مغل و بنیاد شهید مزاری کمافی السابق از پانزدهمین سالگرد شهادت رهبر شهید در شهر کویته با راه اندازی محفل با شکوه  از پانزدهمین سالگرد شهادت رهبر شهید و یارانش تجلیل بعمل آورد .

تنظیم نسل نو هزاره مغل در وسط سرک علمدار قرار دارد ، بالای دروازه ی ورودی آن عکسی کلان رهبر شهید که حکایت از تجلیل شهداتش داشت  ، نصب گردیده بود ،  نیروهای امنیتی پولیس در چهار اطراف آن مستقر  گردیده و انتظامات مهمانان را به گرمی استقبال نموده و یکایک آنان را در داخل صالون ها همراهی می کردند ، داخل محوطه تنظیم با نصب پنا فلیکس از عکس های رهبر شهید ، استاد خلیلی و استاد محقق و بنر هایی از گفتار های رهبر شهید و بزرگان توجه همه ی مردم را جلب می کرد .

خدیجه محمودی هال دارای دو منزل فوقانی و تحتانی میباشد ، صالون تحتانی آن مخصوص مهمانان و بزرگان ترتیب گردیده بود که در بالای  ستیژ پیام های خوش آمدید ، فرمایشات رهبر شهید ، عکس کلان استاد شهید که در دو سمت آن پرچمهای دولت  های اسلامی و افغانستان  نصب گردیده بود ، جلب توجه می کرد ، در وسط صالون  چوکی های زیاد برای نشستن مهمانان چیده شده بودند ، در دیوار های صالون  ، عکس کلان رهبر شهید و تشییع پیکر مبارک آن ، عکسهای سه گانه از رهبر شهید ، استاد خلیلی و استاد محقق و بنرهایی از فرمایشات رهبر شهید ، رئیس جمهور کشور ، استاد خلیلی و استاد محقق  ترئین گردیده بودند . صالون فوقانی نیز با اشعار مختلف تزئین و  برای نشستن  شاگردان مکاتب  و مردم عامه در نظر گرفته شده بود که جریان محفل از طریق پروجیکتور ً برای شرکت کنندگان مستیقماپخش می شد .

این محفل که به مناسبت پانزدهمین سالگرد شهادت رهبر شهید استاد مزاری ( ره )  از سوی بنیاد شهید مزاری ( ره ) و تنظیم نسل نو هزاره مغل ، ساعت سه بعد از ظهر به وقت محلی  ، روز یکشنبه مورخ 23/12/1388 برابر با 14/3/2010 میلادی در خدیجه محمودی هال و اقع دفتر مرکزی تنظیم نسل هزاره مغل برگزار گردیده بود ، محترم آقای غلام علی حیدری رئیس تنظیم نسل نو هزاره مغل ، پروفیسور ناظرحسین ، ، محترم امداد الله عزیز رئیس مهاجرین وعودت کنندگان افغانی ، محترم مرتضی خرمی معاون ریاست امور مهاجرین ، محترم آقای سعادت رئیس کمیته مالی حزب وحدت اسلامی ، حاجی محمد شاه قرلق ، قوماندان فیض محمد ، حاجی گدا ، مولوی عبدالحق حقانی ،  عبدالجبار رئیس کمپ مهاجرین افغانی منطقه خانوزی  ، آقای نظری رئیس اتحادیه برادران تاجری ، مسئولین انجمن های رهبر شهید ، تکیه خانه رهبر شهید ، شهید مبلغ ، مدیران  و اساتید محترم مکتب های نسل نو هزاره  تاون و مری آباد ، آریانا ، افق ،  نور ، المصطفی و دارالقرآن اهلبیت و تعداد زیادی ازاقوام مختلف کشور ، شخصیت های علمی و فرهنگی ، اعضای تنظیم نسل نو هزاره مغل و بنیاد شهید مزاری ( ره ) و همسنگران و رهروان راه رهبر شهید اعم از خواهران و برادران و شاگردان مکاتب اشراک ورزیده بودند .

کار محفل با دکلمه اشعار جالب در وصف رهبر شهید و خوش آمدید توسط برادر محترم جواد نوا و خواهر محترمه کریمه  مجریان برنامه  آغاز گردید .

سپس آقای وجاهت حسین یکتن از قاریان مشهور و خوش صدای شهر کویته  با تلاوت آیاتی چند از کلام الله مجید محفل را با صدای کلام آسمانی منور ساخت .

به تعقیب آن گروه های سرود ملی دولت اسلامی پاکستان و افغانستان با پرچمهای هردو کشور در جایگاه قرار گرفته همه ی اشتراک کنندگان به احترام سرود های ملی هردو کشور برادر و اسلامی  که بخاطر شهادت رهبر شهید استاد مزاری بزرگ پخش و اجرا می شد ، بپا خاسته و کمال احترام را بجا آوردند .

بعد از ختم سرود ملی خواهر محترمه ریزه گل باقری در جایگاه قرار گرفته  و مقاله پر محتوا اش را که مملو از مهر و محبت ، عاطفه و احساس در وصف رهبر شهید بود ، قرائت کرد.

متعاقباً محترم آقای حاجی احمد شاه به نمایندگی از برادران هزاره قرلق ، محترم مولوی عبدالحق حقانی به نمایندگی از برادران ازبیک و محترم خال الدین مشعل به نمایندگی از برادران تاجک  پانزدهمین سالروز شهادت استاد شهید عبدالعلی مزاری را به حاضرین مجلس و مهاجرین افغانی تسلیت گفته  و از قهرمانی ، رشادت ها و جانفشانی های رهبر شهید در دوران جهاد ، مبارزه عدالت خواهی و طرحهای  رهبر شهید برای تامین وحدت ملی و عدالت اجتماعی ، بیانیه های شان را ایراد فرموده  و برای نهادینه شدن وحدت ملی و عدالت اجتماعی در کشور تاکید نمودند.

بعد از سخنرانی نمایندگان اقوام  ، پیام محترم استاد حاج محمد محقق رهبر حزب وحدت اسلامی مردم افغانستان و رئیس کمیسیون امور دینی ، فرهنگی و تحصیلات عالی شورای ملی توسط محترم آقای کاظم مایل قرائت گردید . استاد محقق ضمن عرض تسلیت پانزدهمین سالرور شهادت رهبر شهید استاد مزاری ( ره ) و بررسی کلی مسایل تاریخی راجع به وضعیت فعلی افغانستان در پیامش گفته بود : برادران و خواهران عزیز ؛ اکنون که دوره صلح و دیموکراسی فرا رسیده  و فضای باز سیاسی به میان آمده است  هنوز هم مفکوره تمامیت خواهی در میان حلقات معینی در کشور هستند که از یک سو موجب تشدید جنگ و از سوی دیگر عامل تفرقه های سیاسی و پراکندگی صفوف ملت شده است  و این پیام خوبی برای آینده کشور نبوده و دور نمای آینده را تاریک نشان می دهد

 حرکتی که امسال در پارلمان کشور در  انتخاب کابینه دومین دور  ریاست جمهوری منتخب  در مقابل بخش معینی از کابینه  انجام شد نشان دهنده نبود یک عزم ملی برای   همزیستی مسالمت امیز ؛ برادرانه میان  اقوام باهم برادر  افغانستان بود  .

مرشد بزرگ ما مزاری رحمة الله علیه همیشه میگفت تا زمانیکه احزاب و اقوام کشور همدیگر را قبول نکنند راه حلی برای مشکل افغانستان پیدا  نمی شود. باید سعی کنیم پذیرای  همدیگر باشیم نه اینکه بر تفرقه دامن بزنیم.

یکی از مباحث جدی و داغ افغانستان امروز چگونگی رسیدن به مصالحه ملی در سطح کلان کشور است . امروز بخش  بزرگی از دنیا  در افغانستان نیروی نظامی  و بازسازی دارند میلیارد ها دالر صرف جنگ ، بازسازی و نوسازی کشور مان میشود ولی  پس از گذشت هشت سال از تلاش جامعه جهانی دور نمای آینده تاریک و صلح و ثبات تحقق نیافته است جای سوال است که ایا بغیر از جنگ نمی شود روی گزینه های دیگر نیز فکر کرد ؟

جنگ در مقابل نیروهای شرور، قاتل و غیر قابل مفاهمه امر ضروری و اجتناب ناپذیر است اما نباید راه صلح را به روی توده های متاثر از جنگ و گروه های انعطاف پذیر مخالف بسته کرد. آنانی که قانون اساسی کشور را پذیرفته و سلاح را به زمین می گذارند و از در صلح و برادری می آیند باید حق سیاسی و مد نی شان محفوظ باشد.

 پارلمان افغانستان بیشتر از دو سال است که قانون مصالحه ملی را تصویب کرده است و باید قاطعانه و شفاف در این مسیر راه رفت و رسیدن به این ما مول    یک عزم و اراده ملی می طلبد که همه جناحها ی سیاسی به دور از منافع قومی، سمتی و گروهی از آن حمایت نمایند.

ما در این را ه از اقدامات دولت جمهور ی اسلامی افغانستان پشتیبانی نموده و از همه کسانی که به نحوی در جهت مخالف نظام اقدامات مسلحانه  دارند  میخواهیم که بخاطر حفظ کشور و تامین صلح و ثبات  دست از جنگ بکشند تا همه ملت یکجا برای آبادی کشور تلاش نمایند.

بعد از ختم پیام استاد حاج محمد محقق ، آقای ناصری به نمایندگی از بنیاد شهید مزاری پانزدهمین سالگرد شهادت استاد مزاری را برای همه ی رهروان آن شهید والا مقام تسلیت گفته و در مورد مبارزات و کارنامه های درخشان رهبر شهید به تفصیل صحبت نمود .

به تعقیب سخنان آقای ناصری ، محترم مبارک علی صابر سکرتر جنرال اکادمی هزارگی نیز ضمن عرض تسلیت شهادت رهبر شهید مقاله  اش که سراسر از درد و رنج گذشته مردم هزاره حکایت می نمود ، اندیشه های بلند رهبر شهید را به بررسی گرفته و آن مرشد شهید را پرچمدار راه آزادی خواند .

بعد از آن محترم امداد الله عزیز رئیس اتشه امور مهاجرین وعودت کنندگان  ، پانزدهمین سالروز شهادت رهبر شهید استاد مزاری  ویاران جانباز و فداکارش را به حاضرین مجلس تسلیت عرض نموده گفت : استاد مزاری  رهبر شهید همه ی مردم افغانستان است ، او در جهاد بخاطر آزادی کشورش در مقابل بیگانگان رزمید ، او آرزوی یک حکومت فراگیر ، اسلامی  مبتنی بر آرای مردم افغانستان را داشت  و برتامین وحدت ملی در کشور تاکید میکرد ، روان شاد استاد مزاری اگر امروز در جمع ما نیست ، اما بخشی از آرمانهای والای آن شهید بزرگوار تحقق یافته و باید کوشش کنیم که بقیه آرزو های آن بزرگ مرد جهاد را نیز با پذیرش همدیگر عملی سازیم . آقای امداد الله عزیز افزود : استاد مزاری رهبر شهید یک قوم نیست ، بلکه  رهبر شهید تمام ملت افغانستان است و رهبر شهید تنها برای یک قوم مبارزه نکرد ، بلکه  برای  خوبی های تمام مردم افغانستان رزمید .

آقای امداد الله عزیز با قرائت شعری از خوشحال خان ختک بر پذیرش  اقوام تاکید نمود و در اخیر گفت که روز شهادت استاد مزاری و شهید عبدالحق باید از طریق دولت جمهوری اسلامی افغانستان رسمی  و در داخل و خارج کشور و در سفارتخانه ها و قونسلگری با حضور همه ی اقوام منبعد بایست تجلیل گردد .

به تعقیب آن پیام مواصلتی خانواده ی رهبر شهید و یگانه یاد گار بابه ی قهرمان  خواهر عزیز ما محترمه زینب مزاری  توسط آقای انجنیر محمد رضا اندیشه یکتن از فعالان فرهنگی در محفل قرائت گردید . یگانه یاد گار بابه در پیامش ضمن عرض تسلیت پانزدهمین سالروز شهادت رهبر شهید خطاب به فرزندان و رهروان بابه گفته بود :

من به عنوان تنها یادگار بابه شهید تان و نماینده ی ازطرف خا نواده ان شهید بی همتا،نهایت تشکر وقدردانی را از شما مردم بزرگوار در سراسر این گیتی دارم که به یاد پدر گلگون کفن تان بوده وهستید.وامید وارم روزی برسد که در پی این مراسمها نظاره گراحیای هویت رهبر شهید مان واهداف والای ایشان باشیم.

سپس محترم مرتضی خرمی معاون ریاست امور مهاجرین وعودت کنندگان افغانی ، پانزدهمین سالگرد شهادت  رهبر شهید استاد مزاری ، شهید ابوذر غزنوی ، شهید سید علی علوی ، شهید ابراهیمی بهسودی ، شهید اخلاصی ، شهید جان محمد ترکمنی و شهید عباس لومانی را به حاضرین مجلس ، همسنگران و رهروان راه رهبر شهید و بخصوص خانواده های معظم شهدا تسلیت گفته و طی سخنانی کوتا ، از تشریف آوری مهمانان و غم شریکی آنها با برگزار کنندگان محفل به گرمی استقبال نموده و گفت :  استاد مزاری مقوله ی وحدت ملی را تنها برای شعار مطرح نکرد . وحدت ملی زمانی تحقق میابد که عدالت اجتماعی در همه عرصه ها تطبیق شود و سپس یاد آور شد که قرار بود  استاد خلیلی با تماس مستقیم تلفنی با شما راجع به پانزدهمین سالگرد شهادت رهبر شهید صحبت کند که متاسفانه به اساس گرفتاری ها و از دحام جلسات نتوانست  که مستقیماً صحبت کند و پیام صوتی  اش را فرستاده  است که  متاسفانه تا حال نرسیده بناً سلام های گرم و صمیمانه ی شانرا خدمت شما تقدیم میکنم و پیام کتبی استاد خلیلی معاون رئیس جمهور و رهبر حزب وحدت اسلامی را قرائت نمود . استاد خلیلی نیز ضمن عرض تسلیت از پانزدهمین سالگرد شهادت رهبر شهید و یاران با وفایش گفته بود :

پانزده سال از آن روزي گذشت که مزاري بزرگ با قلب آکنده از مردم دوستي، ايمانداري و تعهد سياسي با تمام آرزوهاي بلندش به شهادت رسيد. و بدينوسيله خاطرات تابناک و پرشکوهش را جاودانه ساخت.
من يقين کامل دارم که مزاري شهيد با شهادتش، جايگاه بلندي را در جوار رحمت حق از آن خود ساخته و به رضوان الله رسيده است؛ اما ما که در پي آرمانهاي والاي او زنده مانده ايم، هنوز هم با کوله باري از رسالت تحقق خواسته هاي مردم خود، برسنگلاخ هاي مسير ناهموار پاي مي کوبيم. اينک که در آستانه پانزدهمين سالگرد عروج خونين او قرار گرفته ايم، خاطرات آن مرد بزرگ را توشه راه خود مي سازيم و از خداوند متعال توفيق مي طلبيم تا قدمهاي مان را استوار و صفوف مردم را متحد و همگام بدارد.

استاد خلیلی در پیامش خطاب به پیروان  رهبر شهید گفته است : همه ما به خوبي مي دانيم که روزهاي سختي را تا اينجا سپري کرده ايم، شهداي گرانقدري را تقديم نموده ايم. شهادت يک رهبر، اوج سختي ها و مرارت هايي را به نمايش مي گذارد که يک مجموعه تحمل نموده است. وقتي يک رهبر به شهادت مي رسد، يک مشت يتيم با چشمان يأس آلود و گونه هاي اشک آلود باقي مي مانند. زدودن اين اشک ها و افشاندن بارقه هاي اميد در نگاه هاي مأيوس، کار آساني نيست؛ اما به برکت خون اين شهداي عزيز و همت رهروان و همسنگران مزاري، ما زانوي غم بغل کرده و به کام سياه نااميدي فرو نيافتاديم؛ بلکه دوباره قد کشيديم و تا کنون همچنان ايستاده ايم؛ اما در اين ميان يک چيز را قابل يادآوري ميدانيم و آن اينکه ديروز، ما آواره کوه هاي صعب العبوري بوديم که جز سختي، گرسنگي و سردي چيز ديگري به ارمغان نميداد. و به همين دليل تنها يکصدا بود که از ميان اين دره هاي دشوارگذار، آرمانهاي مردم را به گوش ها مي رساند؛ اما امروز، ما شاهد صداهاي گوناگون هستيم. مردم از هر سو صداهايي را مي شنوند که آنان را به سوي خود دعوت مي کند. گرچه جامعه چند صدايي در ذات خود، خوب است؛ اما من نگران آن هستم که در ميانه اين صداهاي ناهمگون، مردم ما پريشان شده و صفوف متحد شان را که در دوران سخت جهاد و مقاومت به اتحاد و يکپارچگي رسيده بود، پراکنده سازند. اين درست است که ما ديگر به جنگجوياني که دست بر قبضه تفنگ بفشارند ضرورت نداريم؛ اما هنوز همان عسکر ديروز هستيم که سلاح هاي مان را فرو گذاشته و با ابزار قلم، سياست، فرهنگ و اقتصاد، وارد ميدان شده ايم. امروز نمايندگان ما و شما در شوراي ولايتي و پارلمان و کارمندان ما و شما در ادارات ملي و بين المللي همان عسکري هستند که اگر همگام و همسو حرکت نمايند، براي شما مردم پيروزي به بار مي آورند؛ و اگر پراکنده شوند، از معادلات سياسي حذف مي گردند. من مي خواهم با استفاده از فرصت، اين نگراني را با شما شريک سازم که صفوف مردم ما خدشه دار گرديده و صداهاي گوناگون، مردم را پريشان ساخته و از حضور قدرتمندانه شان در ميدان سياست کاسته است. و اين باعث شده است که ما در امر مشارکت در ساختار دولت، با چالش رو به رو شويم. بنا براين از مردم خود صميمانه مي خواهم که با درايت و کاردانيي که دارند، سعي نمايند تا دير نشده جلو ريزشها و پراکندگي ها را بگيرند.

استاد خلیلی ادامه پیامش نقش پارلمان را برجسته دانسته و از مردم خواسته است که در فرستادن نمایندگان شان در پارلمان از دقت بیشتر کار بگیرند و کسانی را در پارلمان بفرستند که قدرت تعامل و همفکري را با يکديگر داشته باشند.

استاد خلیلی خطاب به مردم و پیروان رهبر شهید اضافه تاکید نموده گفته است : شما ميدانيد که بدخواهان و کينه توزان هميشه کوشش نموده اند که از مزاري يک چهره خشن در اذهان عمومي تصوير نمايند و با اين شيوه خواسته اند که او را از اذهان عمومي حذف نموده، پيروان او را يک مشت آدم اغتشاش طلب و ناسازگار معرفي نمايند. اما در اين ميان متأسفانه عده اي از دوستان مزاري نيز هستند که به صورت نا آگاهانه کوشش مي کنند که افراط گرايي و تند روي هاي خود را با التقاط هايي از گفته هاي مزاري شهيد توجيه نمايند. من معتقدم که اين هردو صف، در نهايت به يک نقطه مي رسند و آن ارائه همان تصوير خشن از مزاري است که دشمنان او مي خواهند. حال آنکه مزاري هميشه به دنبال راه حل بود. او به هر صداي صلح پاسخ ميداد. او وحدت ملي را يک اصل ميدانست و هرگز نمي خواست موضعي را اتخاذ نمايد که وحدت و برادري اقوام را خدشه دار سازد. بياد دارم وقتي کساني در جنگ هاي داخلي اعلام جهاد مي نمودند، مزاري شهيد، در قبال آن موضع جدي اتخاذ نموده و اعلام کرد که جنگ هاي داخلي را جهاد خواندن، خيانت به اسلام و کشور است. بنا براين، آنچه را که من از محورهاي اصلي انديشه مزاري مي دانم، دو اصل را در انيجا مورد تأکيد قرار مي دهم؛ اصل وحدت و هماهنگي در صفوف مردم و اصل تعامل مثبت با ديگر گروه هاي مردمي و حلقات سياسي. اين دو اصل همان چيزي است که امروز مردمان کشور ما به آن نياز دارند. اميدوارم که مورد عنايت خداوندي قرار بگيريم و موفق شويم تا انديشه هاي بلند مزاري را که سربلندي مردم کشور عزيز ما در آن نهفته است، سرمشق زندگي خود سازيم.

بعد از ختم پیام معاون رئیس جمهور و رهبر حزب وحدت اسلامی افغانستان ، محترم مرتضی خرمی  نیز بر رسمی شدن  سالروز شهادت رهبرشهید و شهید عبدالحق تاکید و گفت که سالروز دو شهید وحدت ملی نیز باید از سوی حکومت رسمی شود ، و در این رابطه قطعنامه ی را برگزار کنندگان ترتیب نموده اند که با تائید شما رسماً اعلام می گردد .

بعد از سخنرانی آقای خرمی و قرائت پیام معاون رئیس جمهور و رهبر حزب وحدت اسلامی افغانستان ، محترم میرزا آزاد یکتن از اراکین و مسئولین بلند پایه تنظیم نسل نو هزاره مغل ضمن عرض تسلیت شهادت رهبر شهید و یاران جانباخته اش گفت : من میخواستم در مورد بابه بیانیه ام را بنویسم ولی متاسفانه هرچه فکردم چیزی در مورد بابه که شایسته گی مقامش را داشته باشد ، نتوانستم و آخر به این سوال رسیدم که چرا بابه شهید شد و علتش چه بود ؟ و یگانه جوابی که برای این سوال داشتم او این بود ، که  استاد مزاری  همانند ، پیامبران گرامی  ، حضرت علی ( ع ) و امام حسین ( ع ) در مقابل فرعونیی ها ، ابوجهل ها و یزیدی ها به مبارزه برخواست و سر انجام به شهادت رسید ، روحش  شاد و یادش گرامی باد .

آقای محمد میرزا آزاد قطعنامه ی محفل را که دارای نه بند از سوی محاسن سفیدان ، نمایندگان اقوام و فرهنگیان  ترتیب  گردیده بود  به نمایندگی از اشتراک کنندگان بخوانش گرفت و هر بند آن را حاضرین مجلس با بلند نمودن دست هایشان قاطعانه تائید نمودند .

بعد از قرائت قطعنامه با آنکه برنامه ساعت ها به طول انجامید و نماز شام فرا رسیده بود ، مشتاقان رهبر شهید منتظر سخنان عالمانه آقای پروفیسور ناظرحسین  نشسته بودند ،  آقای پروفیسور ناظر حسین شهادت استاد مزاری را تسلیت گفته و با توجه به ذیقی وقت سخنانش را در چند جمله خلاصه نموده گفت :

انسانها فقط از نظر تقوا و پرهیزگاری برتری دارند ، نه از لحاظ رنگ و نژآد و قبیله و طایفه و این کلام الهی است ، ما همه ی شهدا را نمیتوانیم رهبر بگوییم ،  و هر کسی که چند نفر را در گرد خود جمع کرد او را رهبر خطاب کنیم و اگر این کار را کنیم پس همه باید رهبر باشند و در یک کشور به این اندازه رهبر امکان ندارد . و وقتی که ما از رهبر سخن می گوییم ، تقوا و پرهیز گاری  رهبر را هم مد نظر بگیریم ، من مزاری را رهبر می گویم ، تقوا و پرهیز گاری ، منطق و دانشش رهبریتش را برای ما و شما به اثبات می رساند ، کسی که رهبر است ، او مزاری است .

در این محفل مقاله  و شعر زیبا توسط محترم عبدالطیف  یکتن از شاگردان مکاتب و سرودهای زیبا ، پرمحتوا و پرسوز در وصف رهبر شهید و فراق آن شهید سعید در جریان محفل توسط  گروه های سرود شهید مزاری از مکتب افق ، مکتب های نسل نو شاخه هزاره تاون و مری آباد و آزادگان از لیسه عالی آریانا اجرا گردید و مورد تشویق حاضرین مجلس قرار گرفتند .

در اخیر ، ویژه نامه پانزدهمین سالگرد شهادت رهبر شهید که در هشتاد صفحه شامل پیام تسلیت آقای غلام علی حیدری رئیس تنظیم نسل نو ، مقاله های نویسندگان و اشعار شاعران مطرح کشور ، رهبر شهید از دیدگاه رهبران و شخصیت های سیاسی افغانستان و گزارش کارو فعالیت بنیاد شهید مزاری مقیم کویته با پشتی جلد رنگی،  از سوی تنظیم نسل نو هزاره مغل و بنیاد شهید مزاری مزین با عکسهای رهبر شهید و یاران شهیدش تهیه و چاپ گردیده بود برای مهمانان توزیع و محفل با اشعار جانسوز در وصف رهبر شهید به پایان رسید .

***********************************************

قطعنامه محفل پانزدهمین سالگرد شهادت رهبر شهید استاد  مزاری ( ره )  در کویته – پاکستان

 


بسم الله الرحمن الرحیم


ما جمع بزرگي از محاسن سفیدان ، متنفذین ، فرهنگیان و روشنفکران مهاجرین افغانی از اقوام مختلف کشور مقیم کویته – پاکستان در محفل پانزدهمین سالگرد شهادت رهبر شهید استاد مزاری  رهبر فقید و محبوب حزب وحدت اسلامي افغانستان که به ابتکار بنیاد شهید مزاری ( ره ) و تنظیم نسل نو هزاره مغل و اتشه امور مهاجرین وعودت کنندگان افغانی در کویته تدوير گرديده است، شرکت نموده، مراتب ذيل را که طي سخنراني ها مورد تأکيد قرار گرفت به عنوان فيصله اين محفل با شکوه اعلام مي نماييم:


1- استاد مزاری رهبر فقید و محبوب حزب وحدت اسلامی افغانستان یکی از رهبران جهاد برحق مردم افغانستان بود و در پیروزی جهاد مردم کشور ما در مقابل  متجاوزین خــارجی ( قشون سرخ شوروی سابق ) رشادت ها و قهرمانی های بی شماری  از خود نشان داد و در زمان حیات خویش بر اصل وحدت ملی میان مردم افغانستان و مشارکت و عدالت اجتماعی در ساختار سیاسی حکومت باحضور همه ی اقوام  همیشه تاکید می کرد و استاد مزاری اولین شخصیتی بود که بدست نیروهای متحجر طالبان و تروریزم بین المللی به شهادت رسید ، بناً بمنظور حفظ وحدت ملی و عدالت اجتماعی در کشور ، 22 حوت را که روز شهادت آن رهبر فرزانه می باشد ، به دولت جمهوری اسلامی افغانستان پیشنهاد می نماییم که این روز را رخصتی عمومی اعلان نموده و رسماً در داخل و خارج کشور تجلیل نماید.


2- شهید عبدالحق یکی از فرماندهان ارشد جهاد مردم افغانستان بود ، ایشان نیز بدست نیروهای طالبان اسیر و بعداً طور مظلومانه به شهادت رسید ، روز شهادت موصوف را به عنوان روز رخصتی به دولت جمهوری اسلامی افغانستان نیز پیشنهاد می نماییم ، تا دولت جمهوری اسلامی افغانستان بمنظور حفظ ارزشهای جهاد و مقاومت برحق مردم افغانستان روز شهادت مذکور را روز  رخصتی عمومی اعلام نموده و رسماً در داخل و خارج کشور تجلیل نماید .  


3- از اینکه نمایندگی های سیاسی جمهوری اسلامی افغانستان در اکثر کشور ها عملاً باز و فعال می باشند و مهاجرین افغانی در کشور های مختلف از جمله در صوبه بلوچستان – پاکستان زندگی نموده و همه ساله از سالگرد شهادت استاد مزاری تجلیل می نمایند ، از اینرو به دولت جمهوری اسلامی افغانستان پیشنهاد می نماییم تا اجازه تجلیل از روز شهادت استاد مزاری و شهید عبدالحق را نیز در سفارت خانه ها و قونسلگری های افغانستان که خانه ی مشترک همه ی ملت افغانستان است، صادر نموده و به مسئولین سفارت خانه ها و قونسلگری ها هدایت دهند تا منبعد در برگزاری محافل شهادت این دو چهره نامدار جهاد کشور ما با رهروان و علاقمندان راه آنها همکاری لازم  نمایند .

4- ما از دولت منتخب جمهوری اسلامی افغانستان میخواهیم که یک روز را بنام روز شهدا تعیین و از آن به عنوان روز شهدای جهاد و شهدای گمنام افغانستان رسماً تجلیل نماید ، تا باشد از جان فشانی های  شهدای کشور عزیز ما افغانستان گرامیداشت بعمل آید .


5- مقبره رهبر شهید استاد مزاری که در شهر مزارشریف موقعیت دارد ، با گذشت پانزده سال هنوز هم تعمیر آن تکمیل نگردیده ، بناً از دولت جمهوری اسلامی افغانستان ، حزب وحدت اسلامی و وزارت اطلاعات و فرهنگ تقاضا مندیم هرچه عاجل تعمیر مقبره رهبر شهید را اعمار و در حفظ و نگهداری آن اقدام نماید .


6- ما از دولت جمهوری اسلامی افغانستان میخواهیم که بمنظور زنده نگهداشتن اندیشه ها و نام های رهبر شهید استاد مزاری و شهید عبدالحق و شهید احمد شاه مسعود  لااقل در هر ولایت کشور یکی از جاده ها و تاسیاست عمومی را بنامهای آنان نامگذاری نمایند .

7- همچنان از دولت جمهوری اسلامی افغانستان تقاضا مندیم ، که زندگینامه سه شهید وحدت ملی افغانستان هریک استاد مزاری ، شهید عبدالحق و شهید احمد شاه مسعود را در نصاب تعلیمی افغانستان گنجانیده تا یاد و خاطرات و اندیشه های آنان  به نسلهای آینده تدریس گردد .


8- ما از تمام برگزار کنندگان محافل سالگرد شهادت رهبر شهید و بقیه شهدای عزیز که در داخل و خارج کشور از سوی هواداران و رهروان آنان تجلیل می گردد ، میخواهیم اصل اندیشه های شهدا را که مبیین اصالت وحدت ملی ، عدالت اجتماعی و مشارکت اقوام در ساختار حکومت آینده  افغانستان می باشد  ، و اوشان مردم را به وحدت و یکپارچکی دعوت مینمودند ، باز گو نموده و از حرف های که باعث خدشه دار شدن روابط نیک اقوام  باهم برادر کشور گردد ، جداً پرهیز نمایند.

9-  از وزارت اطلاعات و فرهنگ جمهوری اسلامی افغانستان میخواهیم که به تمام رسانه های تصویری ، صوتی ، انترنیتی و چاپی رسمی و غیر رسمی در کشور هدایت دهد تا در ایام  تجلیل از سالروز شهدای وحدت ملی هریک شهید استاد عبدالعلی مزاری ، شهید عبدالحق  و شهید احمد شاه مسعود در نشرات شان بدون تعصبات قومی و سمتی و حزبی عمل نموده و در نشر و پخش سخنرانیها ، اطلاعیه ها ، میزهای گرد ، مصاحبه های ویژه با کارشناسان و رهبران جهاد یکسان عمل نموده و از  نشر و پخش آهنگ ها و برنامه های شاد جلوگیری بعمل آورند و کوشش نمایند در بازتاب اندیشه ها ، اهداف و آرمان شهدای عزیز جهت تحکیم پایه های وحدت ملی وعدالت اجتماعی در کشور اقدام نمایند .

و من الله توفیق

محاسن سفیدان ، متنفذین ، فرهنگیان و روشنفکران مهاجرین افغانی  مقیم صوبه بلوچستان – پاکستان
23/12/1388

اطلاعیه پانزدهمین سالگردرهبرشهید

اطلاعیه پانزدهمین سالگرد شهادت رهبر شهید

استاد مزاری در کویته

از تمام دوستان و رهروان رهبر شهید خواهشمندیم که در نشر و پخش این اطلاعیه ما را همکاری فرمایند .

پيام خانواده رهبر شهيد بابه مزاري ره .

دوشنبه, 10 حوت 1388

منبع: طرح نو

پانزده سال غم انگیز از وداع خونین پدر شهید مان می گذردومانند هرسال فرزندانش درغم هجران ان بزرگ مرد تاریخ افغانستان به سوک نشسته اند.من به عنوان تنها یادگار بابه شهید تان و نماینده ی ازطرف خا نواده ان شهید بی همتا،نهایت تشکر وقدردانی را از شما مردم بزرگوار در سراسر این گیتی دارم که به یاد پدر گلگون کفن تان بوده وهستید.وامید وارم روزی برسد که در پی این مراسمها نظاره گراحیای هویت رهبر شهید مان واهداف والای ایشان باشیم.

 

 با کمال تشکر وقدر دانی ( خانواده رهبر شهید استاد عبد العلی مزاری  ره )

************************

پبام استاد محمد کريم خليلي معاون رئيس جمهور و رهبر حزب وحدت اسلامي افغانستان به مناسبت پانزدهمين سالگرد شهادت شهيد مزاري

   15/12/1388

بسم الله الرحمن الرحيم



پانزده سال از آن روزي گذشت که مزاري بزرگ با قلب آکنده از مردم دوستي، ايمانداري و تعهد سياسي با تمام آرزوهاي بلندش به شهادت رسيد. و بدينوسيله خاطرات تابناک و پرشکوهش را جاودانه ساخت.
من يقين کامل دارم که مزاري شهيد با شهادتش، جايگاه بلندي را در جوار رحمت حق از آن خود ساخته و به رضوان الله رسيده است؛ اما ما که در پي آرمانهاي والاي او زنده مانده ايم، هنوز هم با کوله باري از رسالت تحقق خواسته هاي مردم خود، برسنگلاخ هاي مسير ناهموار پاي مي کوبيم. اينک که در آستانه پانزدهمين سالگرد عروج خونين او قرار گرفته ايم، خاطرات آن مرد بزرگ را توشه راه خود مي سازيم و از خداوند متعال توفيق مي طلبيم تا قدمهاي مان را استوار و صفوف مردم را متحد و همگام بدارد.
برادران، خواهران، علما، انديشمندان و جوانان عزيز!
همه ما به خوبي مي دانيم که روزهاي سختي را تا اينجا سپري کرده ايم، شهداي گرانقدري را تقديم نموده ايم. شهادت يک رهبر، اوج سختي ها و مرارت هايي را به نمايش مي گذارد که يک مجموعه تحمل نموده است. وقتي يک رهبر به شهادت مي رسد، يک مشت يتيم با چشمان يأس آلود و گونه هاي اشک آلود باقي مي مانند. زدودن اين اشک ها و افشاندن بارقه هاي اميد در نگاه هاي مأيوس، کار آساني نيست؛ اما به برکت خون اين شهداي عزيز و همت رهروان و همسنگران مزاري، ما زانوي غم بغل کرده و به کام سياه نااميدي فرو نيافتاديم؛ بلکه دوباره قد کشيديم و تا کنون همچنان ايستاده ايم؛ اما در اين ميان يک چيز را قابل يادآوري ميدانيم و آن اينکه ديروز، ما آواره کوه هاي صعب العبوري بوديم که جز سختي، گرسنگي و سردي چيز ديگري به ارمغان نميداد. و به همين دليل تنها يکصدا بود که از ميان اين دره هاي دشوارگذار، آرمانهاي مردم را به گوش ها مي رساند؛ اما امروز، ما شاهد صداهاي گوناگون هستيم. مردم از هر سو صداهايي را مي شنوند که آنان را به سوي خود دعوت مي کند. گرچه جامعه چند صدايي در ذات خود، خوب است؛ اما من نگران آن هستم که در ميانه اين صداهاي ناهمگون، مردم ما پريشان شده و صفوف متحد شان را که در دوران سخت جهاد و مقاومت به اتحاد و يکپارچگي رسيده بود، پراکنده سازند. اين درست است که ما ديگر به جنگجوياني که دست بر قبضه تفنگ بفشارند ضرورت نداريم؛ اما هنوز همان عسکر ديروز هستيم که سلاح هاي مان را فرو گذاشته و با ابزار قلم، سياست، فرهنگ و اقتصاد، وارد ميدان شده ايم. امروز نمايندگان ما و شما در شوراي ولايتي و پارلمان و کارمندان ما و شما در ادارات ملي و بين المللي همان عسکري هستند که اگر همگام و همسو حرکت نمايند، براي شما مردم پيروزي به بار مي آورند؛ و اگر پراکنده شوند، از معادلات سياسي حذف مي گردند. من مي خواهم با استفاده از فرصت، اين نگراني را با شما شريک سازم که صفوف مردم ما خدشه دار گرديده و صداهاي گوناگون، مردم را پريشان ساخته و از حضور قدرتمندانه شان در ميدان سياست کاسته است. و اين باعث شده است که ما در امر مشارکت در ساختار دولت، با چالش رو به رو شويم. بنا براين از مردم خود صميمانه مي خواهم که با درايت و کاردانيي که دارند، سعي نمايند تا دير نشده جلو ريزشها و پراکندگي ها را بگيرند.
ما بار ديگر در آستانه انتخاب ولسي جرگه قرار گرفته ايم. با تجربه اي که در اين زمينه کسب کرده ايم، همه ميدانيم که اين انتخابات از چه اهميتي برخوردار است. کابينه اي که بالا ترين مرجع تصميم گيري و بودجه سازي در کشور مي باشد، با رأي پارلمان تشکيل مي شود. حضور قدرتمندانه و متحد شما در پارلمان قطعا در ترکيب کابينه تأثير مي گذارد. پس اولا سعي نماييد که از همه آراي خود براي فرستادن نمايندگان خود استفاده نماييد و ثانياً متوجه باشيد نمايندگاني را به پارلمان بفرستيد که قدرت تعامل و همفکري را با يکديگر داشته باشند.
در آخر مي خواهم يک موضوع مهمي را که به تفسير و برداشت از انديشه سياسي مزاري شهيد مربوط مي شود، با شما مطرح نمايم. اين موضوع بيشتر به کساني ربط مي گيرد که خود را پيرو مزاري تعريف نموده و از آدرس آن شهيد با مردم سخن مي گويند.

دوستان و پيروان شهيد مزاري!
شما ميدانيد که بدخواهان و کينه توزان هميشه کوشش نموده اند که از مزاري يک چهره خشن در اذهان عمومي تصوير نمايند و با اين شيوه خواسته اند که او را از اذهان عمومي حذف نموده، پيروان او را يک مشت آدم اغتشاش طلب و ناسازگار معرفي نمايند. اما در اين ميان متأسفانه عده اي از دوستان مزاري نيز هستند که به صورت نا آگاهانه کوشش مي کنند که افراط گرايي و تند روي هاي خود را با التقاط هايي از گفته هاي مزاري شهيد توجيه نمايند. من معتقدم که اين هردو صف، در نهايت به يک نقطه مي رسند و آن ارائه همان تصوير خشن از مزاري است که دشمنان او مي خواهند. حال آنکه مزاري هميشه به دنبال راه حل بود. او به هر صداي صلح پاسخ ميداد. او وحدت ملي را يک اصل ميدانست و هرگز نمي خواست موضعي را اتخاذ نمايد که وحدت و برادري اقوام را خدشه دار سازد. بياد دارم وقتي کساني در جنگ هاي داخلي اعلام جهاد مي نمودند، مزاري شهيد، در قبال آن موضع جدي اتخاذ نموده و اعلام کرد که جنگ هاي داخلي را جهاد خواندن، خيانت به اسلام و کشور است. بنا براين، آنچه را که من از محورهاي اصلي انديشه مزاري مي دانم، دو اصل را در انيجا مورد تأکيد قرار مي دهم؛ اصل وحدت و هماهنگي در صفوف مردم و اصل تعامل مثبت با ديگر گروه هاي مردمي و حلقات سياسي. اين دو اصل همان چيزي است که امروز مردمان کشور ما به آن نياز دارند. اميدوارم که مورد عنايت خداوندي قرار بگيريم و موفق شويم تا انديشه هاي بلند مزاري را که سربلندي مردم کشور عزيز ما در آن نهفته است، سرمشق زندگي خود سازيم.


والسلام عليکم و رحمت الله و برکاته

محمد کريم خليلي
معاون رئيس جمهور و رهبر حزب وحدت اسلامي افغانستان

کابل- حوت 1388

زندگی نامه استادشهیدابوذرپشی

پانزده همین سال روزشهادت وزندگی نامه استادابوذرپشی که ازطرف

یک دوست ما بدستم رسیدبه نشرمیرسانیم

 

شهیدابوذرازقوم پشی بوده ودرسال 1336 هجرى شمسى در قريه سبز سنگ پاتو از ولسوالى جاغورى چشم به جهان گشود. پدرش چمن على كه بخاطر پاكى و صداقت به قاضى مشهور است، فرزند امير محمد يكى از موسفيدان منطقه است.
شهيد ابوذر حدود چهار پا پنج ساله بود كه خانواده اش به اثر توطئه و دوسيه سازى اربابها از منطقه متوارى شد، و مدت شش سال در مناطق پشتون نشين ولايت زابل به شكل آواره سپرى كرد. بعد از شش سال به وطن مراجعت كرد.
تحصيلات شهيد ابوذر حدوداً از سن ده سالگى ـ بعد از مراجعت به منطقه ـ آغاز گرديد. او گرچه استعداد متوسط داشت ولى علاقه مفرط به درس و بحث كتاب و نوشته و... داشت. اين ويژگى تا آخر عمر در وجود او باقى بود.
در بحرانى ترين و سخت ترين شرايط نظامى در يك دست تفنگ داشت و در دست ديگر كتاب. در اغلب عكسها و يا فيلمهاى او يك كتاب و يا مجلّه در دست و يا پهلويش ديده مى شود. مقدمات را تا هداية النحو نزد آخندهاى ده خواند.
براى ادامه تحصيل به مدرسه تبقوش جاغورى رفت و مدت سه ماه نزد آقايان اكبرى و فصيحى تلمذ نمود. در سال 1351 وارد مدرسه حوتقل جاغورى گرديد. طى دو سال سيوطى، حاشيه، معالم را از مرحوم استاد قربانعلى وحيدى(رحمه الله)، شهيد استاد رمضانعلى شريفى، استاد توسّلى و عظيمى فرا گرفت. در سال 1353 در امتحانات سالانه مدرسه محمديه كابل شركت كرد و با نمرات عالى پذيرفته شد. در مدرسه مذكور مطول، جلدين لمعه و اصولين مظفر را خواند مشغول به رسائل و مكاسب شيخ بود كه كودتاى هفت ثور 1357 به وقوع پيوست و پرونده درس او را براى هميشه بستزندگی نامه شهيد حجة الاسلام ابوذر غزنوى

شهيد ابوذر در سال 1336 هجرى شمسى در قريه سبز سنگ پاتو از ولسوالى جاغورى چشم به جهان گشود. پدرش چمن على كه بخاطر پاكى و صداقت به قاضى مشهور است، فرزند امير محمد يكى از موسفيدان منطقه است.
شهيد ابوذر حدود چهار پا پنج ساله بود كه خانواده اش به اثر توطئه و دوسيه سازى اربابها از منطقه متوارى شد، و مدت شش سال در مناطق پشتون نشين ولايت زابل به شكل آواره سپرى كرد. بعد از شش سال به وطن مراجعت كرد.
تحصيلات شهيد ابوذر حدوداً از سن ده سالگى ـ بعد از مراجعت به منطقه ـ آغاز گرديد. او گرچه استعداد متوسط داشت ولى علاقه مفرط به درس و بحث كتاب و نوشته و... داشت. اين ويژگى تا آخر عمر در وجود او باقى بود.
در بحرانى ترين و سخت ترين شرايط نظامى در يك دست تفنگ داشت و در دست ديگر كتاب. در اغلب عكسها و يا فيلمهاى او يك كتاب و يا مجلّه در دست و يا پهلويش ديده مى شود. مقدمات را تا هداية النحو نزد آخندهاى ده خواند.
براى ادامه تحصيل به مدرسه تبقوش جاغورى رفت و مدت سه ماه نزد آقايان اكبرى و فصيحى تلمذ نمود. در سال 1351 وارد مدرسه حوتقل جاغورى گرديد. طى دو سال سيوطى، حاشيه، معالم را از مرحوم استاد قربانعلى وحيدى(رحمه الله)، شهيد استاد رمضانعلى شريفى، استاد توسّلى و عظيمى فرا گرفت. در سال 1353 در امتحانات سالانه مدرسه محمديه كابل شركت كرد و با نمرات عالى پذيرفته شد. در مدرسه مذكور مطول، جلدين لمعه و اصولين مظفر را خواند مشغول به رسائل و مكاسب شيخ بود كه كودتاى هفت ثور 1357 به وقوع پيوست و پرونده درس او را براى هميشه بست شهيد ابوذر يك طلبه فقير و فوق العاده زحمتكش بود. خانواده اش نمى توانست تمام مخارج و احتياجات او را تأمين كند. از آغاز نوجوانى و در تمام دوره تحصيل با هيولاى نامرئى و نيرومند و وحشت فقر، مردانه و قاطعانه و با پيشانه باز مبارزه مى كرد. هيولاى فقر كوچكتر از آن بود كه بر عزم و همت بلند و پولادين ابوذر نوجوان غلبه نمايد، و يا مناعت و غرور قاطعيت او را خدشه دار كند. فكر مى كنم فقر دوره تحصيل و نوجوانى او را يك فرد برخوردار از درد اجتماعى و داراى نفس سالم و مناعت نفس و همت فوق العاده بلند به بار آورد.
او درد جامعه درد ديده خود را از مطالعه كتاب فلان نويسنده و يا از شعر فلان شاعر طى نيم ساعت مطالعه درك نكرده بود. بلكه در كتاب زندگى طى دوره طولانى با بند بند استخوان و رگ رگ خون خود لمس و احساس نموده بود.
زمان تحصيل شهيد ابوذر در كابل همه خطوط فكرى و مسلكهاى سياسى (چپى ها، راستى ها، اسلام گرايان، ملّى گرايان و...) تشكيلات و شبكه تبليغات داشتند. ميدان مبارزه تشكيلاتى بين اقشار تحصيلكرده گرم بود. شهيد ابوذر از بدو ورود به كابل با ذوق و اخلاص كامل وارد دريائى متلاطم مبارزه سياسى و تشكيلاتى افغانستان گرديد. اوّل به اخوان المسلمين شاخه آقاى حكمتيار (حزب اسلامى) جذب شد. او به حق و يا ناحق تبليغات و شعارهاى اخوانيها را باور كرده بود، و اعتقاد داشت كه تنها سازمان و تشكيلات مطرح اسلامى در ميدان مبارزات تشكيلاتى افغانستان اخوان المسلمين است. هدف او از فعاليتهاى تشكيلاتى اسلام بود. در ارتباط به فعاليتهاى تشكيلاتى چندين مرتبه به نقاط مختلف افغانستان (هزاره جات، شمال، تخار، بدخشان) مسافرت كرد. دقيقاً هفده روز بعد از كودتاى ثور 1357 زمانيكه تمام كشور در آرامش مطلق بسر مى برد، شهيد ابوذر دست به اسلحه برد و به جهاد مسلحانه آغاز كرد. در اين راستا با شجاعت و تهور كم نظير در سازمان دهى و اجراء فعاليت هاى چريكى شهرى (بمب گذارى، اقدامات مسلحانه، و نشر اعلاميه و غيره) شركت مى كرد. بنابراين اگر بگويم: شهيد ابوذر از پيشكسوتان جهاد مسلحانه بود حرف به گزاف نگفته ايم.
فعاليت هاى شهيد ابوذر و يارانش در كابل زنگ خطر براى كودتاچيان و سرآغاز دوره چهارده ساله جنگ جهاد و خون و آتش و حماسه بود.
شهيد ابوذر بعد از چند ماه فعاليت شناسائى شده و تحت تعقيب مأمورين امنيتى دولت كمونيستى قرار گرفت چون عكس او به پاسگاه امنيتى داده شده بود، با لباس ديگر از افغانستان خارج و وارد ايران گرديد. معلوم نيست در اين سفر چند ماه در ايران بود. از ايران به هرات رفت و مدت هشت ماه در هرات جهاد نمود. دوباره به ايران بازگشت.
شهيد ابوذر در ايران از حزب اسلامى جدا شد وبه «سازمان نصر افغانستان» پيوست.
در سال 1361 شهيد ابوذر به وطن آمد. در قالب سازمان نصر افغانستان در ولايت غزنى مسؤول جهاد گرديد.
سازمان نصر در ولايت غزنى تازه به فعاليت آغاز كرده بود. سازمان نصر نزد مردم جاغورى يك پديده مرموز بود. بيشتر مردم فكر مى كردند كه سازمان نصر يك حزب انقلابى، ضد خان و آخوند و تندرو. (راديكال) و متشكل از يك طيف از روحانيون روشنفكر و دانشجويان مسلمان است.
شهيد ابوذر از پيشتازان وبزرگان سازمان نصر در ولايت غزنى بود. از سال 1361 تا 1367 بعنوان عضو شوراى ولايتى و مسؤول پايگاه مركزى سازمان در غزنى (پايگاه شهيد رضائى نى;قلعه) ايفاى وظيفه مى كرد.
صدها عمليات ضد روسى در مسير قندهار ـ كابل، ولسوالى قره باغ، دشت يغلو، كوه گهوراه، تمكى، لومان جاغورى و... از پايگاه شهيد رضائى سازماندهى و رهبرى گرديد. پايگاه شهيد رضائى و شخص شهيد ابوذر، در چنگ چهارده ماهه لومان جاغورى، نقش تعيين كننده و درجه اول داشت.
شوراى مركزى سازمان نصر نظر به لياقت شهيد ابوذر او را به عنوان فرمانده عمومى سازمان نصر در ولايت غزنى تعيين نمود. در تاريخ 26 دلو 67 نيروهاى كمونيستى مستقر در لومان شكست خورده و مجبور به ترك منطقه گرديد. چندى بعد مركز ولسوالى قره باغ فتح شده، و بعد از آن رفت و آمد كاروانهاى دولتى در مسير قندهار ـ كابل نيز قطع شد. پروسه اخراج نيروهاى شوروى رو به اتمام بود، سقوط دولت كمونيستها حتمى به نظر مى رسيد. تا اين زمان شهيد ابوذر بعنوان يك فرمانده لايق جهادى در سرتاسر افغانستان حد اقل بين شيعيان افغانستان شناخته شده بود.
در سال 1369 پشتونها در ارزگان، مالستان، جاغورى بر مناطق شيعه نشين حمله كردند. شهيد ابوذر در مدافعات مردم مالستان وارزگان شركت نمود.
در سال 1369 حزب وحدت اسلامى در حال شكل گيرى بود: جلسه و كنگره پيوسته در خارج و داخل داير مى گرديد. اساسنامه ها و قوانين و مقررات نوشته مى شد، سازمان و تشكيلات شوراها و كميته ها و كميسيونها شكل مى گرفت. اعضاى شوراهاى نظارت و مركزى، ولايتى، حوزات، كميته ها، كميسيونها و مسؤولين فرقه ها و جزوتامهاى نظامى از بين فرماندهان انتخاب مى شدند. شهيد ابوذر به عضويت شوراى مركزى و معاونت كميته نظامى انتخاب گرديد.
شهيد ابوذر در ماه عقرب 1369 همراهى جمعى از سرداران جهادى از جمله شهيد اخلاصى و شهيد جنرال احمد بنيادى جهت اداره كميته نظامى وارد باميان گرديد شوراى مركزى قبل از ورود شهيد ابوذر به باميان موقعيت بسيار ضعيف و متزلزل داشت. گروهكهاى مسلح و پايگاههاى بدون مسؤوليت مستقر در باميان كه شوراى مركزى را مزاحم بالقوه مى دانستند، پيوسته اخلال وشرارت مى كردند. ورود شهيد ابوذر به حزب وحدت و شوراى مركزى نيرو و تحرك تازه بخشيد. او بدون معطّلى به تقويت نيروهاى نظامى حزب وحدت اسلامى مبادرت نمود. به ابتكار او بيش از دو هزار نفر به شكل منظم تحت تعليم وتربيه نظامى قرار گرفت، غند مركز به فرماندهى پهلوان ميرعلم بعنوان نيروى امنيتى شوراى مركزى، كندكهاى عدالت، نبوت، امامت تأسيس گرديد. امكانات به اندازه كافى و وافى خريدارى شد، و يك جبهه مقتدر جهت فرماندهى و اداره جنگهاى ضد دولتى در سفيد خاك باميان گشوده شد.
شهيد ابوذر هميشه در ميدان تعليمات از طرح تأسيس يك اردوئى صد هزار نفرى در هزاره جات صحبت مى كرد، دورنماى يك هزاره جات قدرتمند در سخنرانيها و اراده و قاطعيت و غرور او ديده مى شد. تقويت و سازماندهى نيروهاى نظامى حزب وحدت موجب برقرارى امنيت كامل در باميان، و كنترول گروهكهاى مسلح و پايگاههاى بى مسؤوليت، در يك كلمه تسلط حزب وحدت بر شهر باستانى باميان گرديد.
وقتى كه فرماندهى كل نيروهاى حزب وحدت صادقى نيلى به شهادت رسيد شهيد ابوذر جهت پيگيرى قضيه به ارزگان رفت، با دستگير نمودن قاتلين و تحقيقات از آنها توطئه ترور 18 تن از رهبران هزاره كشف كرد كه اگر كشف نمى شد و اجراء مى گرديد تاريخ شيعيان به يك مسير ديگر سير مى كرد. شهيد ابوذر به دستور شوراى مركزى در اواخر پائيز 1370 در رأس نيروهاى حزب وحدت جهت سركوب جنگ افروزان مخالف وحدت به غزنى رفت بعد از انجام مأموريت بخاطر برف زياد و بسته شدن راه به باميان مراجعت نكرد. مدت سه ماه در خانه مطالعه و تحقيق نمود بيش از 500 صفحه در باره رهبران جنبشهاى قرن 19 هزاره جات (فيض محمد خان، حيدرخان، ميرزا اقبال، تاج محمد خان، قاضى عسكر، يزدانبخش، ميرايلخائى...) فيش بردارى كرد. و باخانم باخترى در تهيه و تدوين داستان تاريخى شيرين دختر قهرمان هزاره همكارى نمود.
در بهار 1371 هـ . ش تحول بزرگ از شمال كشور آغاز گرديده شهرهاى افغانستان پس از اينكه شهر مزار شريف به تصرف مجاهدين درآمد، يكى پس از ديگرى بدون درگيرى و خون ريزى بروى مجاهدين گشوده مى شد. تُندباد از شمال برخاسته بسرعت به طرف جنوب پيش مى رفت. پايه هاى دولت كمونيستى را از زمين كنده و واژگون مى كرد. لحظات بسيار حساس بود، يك لحظه غفلت يك عمر پشيمانى بدنبال داشت. همه گروهها واقوام چهارچشم مراقب اوضاع بودند و حزب تلاش مى كرد كه از همه زودتر وارد يك شهر شده ماترك دولت در حال احتضار را تصرف و ديگر منطقه استراتژيك را اشغال نمايد. شوراى مركزى در باميان شهيد ابوذر كه در غزنى دستور داد كه هرچه زودتر در رأس نيروهاى حزب وحدت طرف شهر غزنى از آنجا طرف كابل حركت نمايد. در جاغورى مخالفين وحدت براى جلوگيرى از حركت نيروهاى وحدت طرف غزنى اغتشاش كرده بودند، ولى شهيد ابوذر براساس برداشت صحيح از اوضاع و درك توطئه از درگير شدن در اغتشاش منطقه خوددارى كرده در تاريخ 4 ثور 1371 طرف غزنى حركت كرد در پنج ثور 1371 وارد غزنى شد. در مقر لواى 520 غزنى مستقر گرديد، مدت ده روز با بزرگان غزنى در جهت سر وسامان بخشيدن به امور غزنى مساعدت نمود. در تاريخ 16 ثور 1371 طرف كابل حركت كرد. هنگام ورود به كابل با استقبال پر شكوه مردم مهربان غرب كابل مواجه گرديد. حدود 8 ماه در كابل اقامت كرد بعنوان عضو كميسيون نظامى در چندين جنگ تحميلى سياف، و اولين جنگ تحميلى شوراى نظار با حزب وحدت شركت نمود.
در اول سال 1372 چندين هيأت به نقاط مختلف هزاره جات ـ از جمله يك هيأت به غزنى برياست شهيد ابوذر ـ از باميان اعزام گرديد در اول ثور 1372 جبهه پغمان گشوده شد.
شهيد ابوذر در غزنى حدود دو ماه موضوع اعزام نيرو به كابل را دنبال نمود در آخر تابستان 1372 به باميان رفت، در باميان شوراى مركزى روى موضوع انتقال مركزيت حزب به كابل كار مى كرد. جناح شهيد مزارى طرفدار انتقال و جناح اكبرى مخالف انتقال بود. شهيد ابوذر قوى ترين عنصر طرفداران انتقال محسوب مى شد. حدود دو ماه و نيم بحث و جدل فراكسيون بازى ادامه يافت چندين هيأت بين كابل و باميان مبادله گرديد. باالاخره نظريه انتقال تصويب و شوراى مركزى در 26 عقرب 1372 به كابل منتقل شد.
شهيد ابوذر بعد از 9 ماه همراه قافله شوراى مركزى وارد كابل گرديد، تا آخر سال 1372 در كابل بود. پيوسته در جلسات شوراى مركزى شركت مى كرد. در اوائل سال 1373 جهت سروسامان بخشيدن به امور غزنى و تجديد سازمان شوراى ولايتى به غزنى رفت بعد از يك ماه به كابل مراجعت كرد. مقدمات تعيينات سالانه حزب وحدت اسلامى از اوائل سال 1372 فراهم مى گرديد، در اواخر سال 1372 و اوائل سال 1373 به هيجانى ترين و بحرانى ترين نقطه خود رسيد.
بعد از اتمام پروگرام تعيينات سالانه حزب وحدت اسلامى شهيد ابوذر به جاغورى رفت بخاطر جنگ و تشنج چند ماه در منطقه بود، بعد از برقرارى صلح و امنيت در منطقه دوباره به كابل مراجعت كرد.
طالبان بسرعت از جنوب غرب كشور بسوى كابل پيشروى و به آسانى ميدان شهر و چهار آسياب را تصرف كرده به دروازه هاى كابل رسيدند. حزب وحدت اسلامى از هر طرف محاصره شده بود. طالبان و شوراى نظار مثل دو تيغه قيچى در صدد بودند كه با ظاهر متعارض ريشه هاى حزب وحدت را در كابل قطع كنند. خائنين ملى در هزاره جات مانع تحرك هزاره جات به نفع كابل مى گرديدند، و پيوسته ربانى را تشويق مى كردند كه حزب وحدت را در غرب كابل مور حمله قرار دهد.
شهيد ابوذر ترجيح مى داد كه تا آخرين نفس در كنار ملت باشد. در روزهاى آخر اداره قول اردو عملا بعهده شهيد ابوذر بود. شهيد مزارى و شهيد ابوذر بيش از پيش همديگر را درك و احساس مى كردند. شهيد مزارى خوب درك كرده بود كه در روزهاى مبادا فقط مردانى مثل ابوذر در كنار او است.
سرانجام باهم بشهادت رسيدند. يادشان گرامى پيروان شان پيروز باد